<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های بامدادی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>گفت‌وگوهای چندجانبه</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه تهران امروز با عنوان «اهداف مبهم نشست سه‌جانبه بیروت» به بررسی نشست سه‌جانبه لبنان، سوریه و عربستان پرداخته است.</p>

<p>نویسنده این روزنامه می‌نویسد: «نشست سه‌جانبه بیروت در حالی برگزار می‌شود كه منطقه آبستن تحولات ویژه‌ای است. ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودی، پس از سفر به دمشق به همراه بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه وارد بیروت شد تا به همراه میشل سلیمان رئیس‌جمهور لبنان، گفت‌وگوهای خود را آغاز كنند. صرف‌نظر از تعارفات دیپلماتیك و بیانیه‌های رسمی، باید دید نشست سه‌جانبه بیروت چه اهدافی را پیگیری می‌كند.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله افزوده: «به نظر می‌رسد دست‌كم یكی از اهداف این نشست، عربیزه كردن مسأله لبنان، فلسطین و نوار غزه باشد. اگر این راهبرد با موفقیت اجرا شود، می‌تواند به معنی خارج ساختن سوریه از مدار اتحادیه ضدصهیونیستی ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان باشد.»</p>

<p>در ادامه سرمقاله می‌خوانیم: «نشست سه‌جانبه بیروت، از این جهت مهم به نظر می‌رسد كه احتمالا می‌تواند زمینه را برای ارائه گفت‌وگوهای چندجانبه فراهم سازد. آیا ملك عبدالله موفق خواهد شد دست بشار اسد، میشل سلیمان و دیگر بازیگران بلندپایه را بگیرد و به سفری پرسود به طائف ببرد؟ برای یافتن پاسخ باید منتظر تحولات آینده ماند، اما بر یك نكته تاكید باید كرد و آن اینكه بیش از ٧٠ سال از اسرائیلیزه كردن مسائل اعراب می‌گذرد و نمی‌توان یك شبه و با توافقی نه چندان مورد اعتماد، آن را ایرانیزه كرد.»</p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/1389/5/9/TehranEmrooz/335/Page/1/">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>«تاریخی‌ترین تصمیم سیاسی»</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه آرمان با عنوان «رازهای قطع‌نامه ٥٩٨» در خصوص پذیرش قطع‌نامه ٥٩٨ از سوی ایران در سال ١٣٦٧ است.</p>

<p>در این سرمقاله می‌خوانیم: «در سال‌های پایانی جنگ، هم‌زمان دور جدیدی از حملات علیه ایران با سازماندهی و مداخله مستقیم قدرت‌هاى جهانى که نشان از استراتژی مشترک عراق و آمریکا برای فلج کردن ماشین جنگی ایران داشت، به وجود آمد. همزمان در شورای امنیت، قدرت‌های خارجی در پی تحمیل قطع‌نامه‌ای بودند که قطعاً مورد تایید ایران در آن مقطع نبود.»</p>

<p>در بخش دیگری از سرمقاله آمده است: «اگر چه آرمان‌های ما در جنگ با سرشت و سرنوشت واقعیت‌ها پیوند خورده بود، تصمیم سرنوشت‌سازپذیرش قطع‌نامه یکی از مهم‌ترین تصمیمات و شاید بتوان گفت تاریخی‌ترین تصمیم سیاسی و بین‌المللی نظام بود که ابتکار آن در دست حضرت امام بود. بیش از یک سال مسئولان سیاسى نظام درگیر بندهای قطع‌نامه شدند و چانه‌زنی‌های زیادی از جانب کارشناسان و نیروهای زبده بین‌المللی دستگاه دیپلماسى با سازمان ملل متحد انجام گرفت و چارچوپ قطع‌نامه از آن حالت نخستین خارج و با اجرای تدریجی قطع‌نامه که در درونش صد حکایت و ماجرا نهفته است، عملیاتی شد.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله ادامه می‌دهد: «قطع‌نامه ۵۹۸ بخش‌های مهمی دارد که نیازمند بررسی توجه و دقت و پیگری است. سئوالات فراوانی پیرامون استراتژی جمهوری اسلامی در قبال حقوق ملت ایران در قبال دولت عراق، مطرح است. سوالاتى از این قبیل که آیا نقد کردن مطالبات ایران در اولویت مناسبات ایران و عراق وجود دارد؟ آیا خسارات ناشی از جنگ تحمیلی و بازسازی ایران محلی از اعراب دارد؟ تکلیف جمهورى اسلامى با حضور منافقین درعراق  چیست؟ و ده‌ها سئوال مقدر دیگر...»<br />
<a href="http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=18132:2010-07-30-18-53-10&amp;catid=113:2009-08-14-14-32-16&amp;Itemid=94"><br /><br />
متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>دشمن‌تراشی نشود</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان «واقعیت‌هائی درباره توطئه تحریم» در خصوص سیاست‌های ایران در قبال دور جدید تحریم‌ها است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «بعد از صدور قطع‌نامه ١٩٢٩ شورای امنیت سازمان ملل در ١٩ خرداد گذشته، دولت آمریكا نیز تحریم‌هایی را به تصویب مجلسین و امضاء رئیس‌جمهور این كشور رساند. دوشنبه هفته گذشته، حلقه دیگر این توطئه توسط دولت انگلیس شكل گرفت و آن‌چه قرار است توسط دولت كانادا صورت بگیرد، ادامه همین روند است كه به طور طبیعی سردمداران توطئه تحریم را نشان می‌دهد، آمریكا، انگلیس، كشورهای عمده اروپائی و كانادا.»</p>

<p>سرمقاله‌نویس می‌نویسد: ‌«به‌كار گرفتن عقلانیت در عین هوشیاری و مقاومت، موجب می‌شود دشمن نتواند بهانه‌جویی كند. این هنر، مانع دشمن‌تراشی می‌شود و نظام جمهوری اسلامی را از وجود دوستان قدرتمند بهره‌مند می‌سازد. فلسفه دستگاه سیاست خارجی در هر كشور كه تحت عنوان وزارت امورخارجه فعالیت می‌كند همین است. همه مشكلات را با شعار و طرد كردن این و آن نمی‌توان حل كرد. نام این كار، ایجاد تنش است و مأموریت اصلی و جوهری دستگاه سیاست خارجی هر كشور و همه‌ی مسئولان اجرائی، تنش‌زدائی است.»</p>

<p>این سرمقاله افزوده: «ایستادگی در برابر قلدری‌ها را با دشمن تراشی و ایجاد تنش نباید اشتباه گرفت. حفاظت از نظام جمهوری اسلامی، به ایستادگی در برابر قلدری‌ها نیاز دارد ولی به ایجاد تنش نه تنها نیاز ندارد بلكه با پرهیز از آن است كه می‌توان به این هدف رسید.»</p>

<p><a href="http://www.jomhourieslami.com/1389/13890509/13890509_01_jomhori_islami_sar_magaleh_0001.html">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>سایر مطبوعات</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه کیهان با عنوان <a href="http://www.kayhannews.ir/890509/2.htm#other201">«سایه پر رنگ حزب‌لله بر نشست چهارجانبه بیروت»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه دنیای‌قتصاد با عنوان <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=217070">«پیرامون هدیه نقدی به نوزادان»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه مردم‌سالاری با عنوان <a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=12705#82397">«مشکلات اجتماعی راه حل سیاسی ندارد»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان <a href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=34332">«تجدید نظر در دولت»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان <a href="http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=68704">«چندپارگی در فرهنگ سیاسی و گیجی در رفتار سیاسی مردم؟»</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13912.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13912.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چکیده سرمقاله های مطبوعات</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 09:39:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیتر مطالب و گفت‌وگوهای روزنامه‌های بامداد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/rooznamehb.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><a href="http://www.iran-newspaper.com"><strong>ایران</strong></a><br />
● اعلام جزئیات طرح تحول اجتماعی<br />● رونمایی از ستارگان لیگ نهم<br />● مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی: ١٠٠ هواپیمای جدید خریداری می‌شود<br />● صالحی: از اصل غنی‌سازی كوتاه نمی‌آییم</p>

<p><a href="http://www.bfilmnews.com "><strong>بانی فیلم</strong></a><br />
● تقاضا برای شركت ٣١١ فیلم در یازدهمین دوره جشنواره دفاع مقدس<br />● اعلام عنوا‌ن‌های فیلم‌های راه یافته به جشنواره فیلم ونیز<br />● بزرگان سینمای جهان به جشنواره تورنتو دعوت شدند<br />● اعطای جایزه ویژه جشنواره لومیر فرانسه به میلوش فورمن</p>

<p><a href="http://www.tafahomnews.com/"><strong>تفاهم</strong></a><br />
● رئیس شورای رقابت:‌ ابطال معامله مخابرات به عهده شورای رقابت است<br />● کاهش پنبه در مهد طلای سفید<br />● معرفی ٥٠٠ شرکت بزرگ جهان<br />● سیر صعودی تندر ٩٠ در بازار</p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/"><strong>تهران امروز</strong></a><br />
● انعطاف در غنی‌سازی ٢٠ درصدی<br />● نشست در بیروت برای مهار بحران<br />● وزرای متخلف استیضاح می‌شوند<br />● وزیر ارشاد: به لس‌آنجلسی‌ها مجوز نداده‌ایم</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/"><strong>جام جم</strong></a><br />
● تكلیف ثبت معاملات مسكن آخر مرداد روشن می‌شود<br />● جوان معلول ایرانی ركورد وزنه بر‌داری جهان را شكست<br />● هشدار ایران به ماجراجویی در منطقه<br />● مشكل آزمون تافل در ایران حل شد</p>

<p><a href="http://www.jomhourieslami.com/"><strong>جمهوری اسلامی</strong></a><br />
● آمادگی ایران برای تجدیدنظر مشروط در غنی‌سازی ٢٠ درصد<br />● ایران و عراق برای صادرات و ترانزیت گاز به توافق رسیدند<br />● هشدار حزب‌الله نسبت به توطئه جدید آمریكا، رژیم صهیونیستی و اعراب سازش‌طلب علیه لبنان<br />● موضوع چاپ آگهی‌های دولتی تنها در روزنامه ایران منتفی شد</p>

<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/"><strong>دنیای اقتصاد</strong></a><br />
● انتقاد از سهم كم اصناف در مالیات<br />● بازدهی٢٢/٥ درصدی بورس در ثلث اول<br />● بنزین روسی ماه آینده می‌رسد<br />● دو پاسخ ایران به دو اقدام متفاوت غرب</p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/Fa/"><strong>رسالت</strong></a><br />
● وزیر اطلاعات: سران فتنه ناامید و سرافکنده شدند<br />● زمان آغاز جنگ صهیونیست‌ها علیه لبنان<br />● بازی همسر رئیس جمهور فرانسه مقابل دوربین آغاز شد<br />● سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: آمریکا آماده مذاکره با ایران در زمینه تبادل سوخت است</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/"><strong>کیهان</strong></a><br />
● نگرانی آمریكا از شكست تحریم ایران، آسیا همراهی نمی‌كند<br />● آیت‌الله مكارم شیرازی در پاسخ به یك استفتاء: تبعیت از حكم ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است<br />● تعمیر كامل هواپیمای ایرباس به دست متخصصان ایرانی<br />● شش عضو «سازمان تروریستی منافقین» در انتظار اعدام</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Home.aspx"><strong>مردم‌سالاری</strong></a><br />
● سه برابر نیاز کشور، برنج وارد شده است<br />● مذاکرات مشکوک و نگرانی در خاورمیانه<br />  ● داوود اوغلو: مذاکرات ایران و گروه وین در ماه سپتامبر برگزار خواهد شد<br />● رئیس سازمان انرژی اتمی: آمادگی نشست فوری با گروه وین را داریم</p>

<p><strong>گفت‌وگوی‌های روز:</strong><br />
روزنامه تهران‌امروز در شماره امروز خود گفت‌وگویی با <a href="http://www.tehrooz.com/1389/5/9/TehranEmrooz/335/Page/13/">علی‌اصغر کیا</a>، مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر کرده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13911.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13911.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تیتر روزنامه های صبح ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 08:36:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«من عشق هستم» و مرگِ اقتصادِ محلی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p> <strong><small>از ماه پیش سینماهای آمریکای شمالی در کنار فهرست پر سر و صدای فیلم‌های انفجار و کشتار ، مردان تفنگ به دست، انبوه جادو جنبل‌های تکنیکی و عشق‌های ملودرام، فیلمی ایتالیایی به کارگردانی « لوچا گاداگنینو» را به روی پرده آورده‌اند که یادآور افسونگری حقیقی سینماست.  فیلم «من عشق هستم» با زیبایی تمام، بیش از هر چیز بازتاب تحولات جهانی است که اقتصاد ملی ایتالیا را نیز از دور خارج می‌کند.</small></strong></p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/i_am_love.jpg' /><br/>
<small><small>پوستر فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>در سکانس اول فیلم، به آرامی شاهد رفت و آمد ده‌ها خدمتکار، آشپز و میهمان‌دار هستیم که مشغول تدارک شام برای جشن تولد آقای « ریچی» هستند، پدر بزرگ خانواده و رئیس یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان صنعت پارچه بافی ایتالیا.</p>

<p>از سویی،  دستمال سفره‌های ابریشمی، وسایل نفیس پذیرایی، ظروف چینی، ظروف نقره و شمعدان‌ها بر روی میز بزرگ میهمانی شام چیده می‌شوند و از سوی دیگر اعضای خانواده و میهمانان نیز در یک شب برفی، با آرامشی اشرافی وارد ساختمانی بزرگ و قدیمی می‌شوند که متعلق به پسر ارشد کارخانه‌دار است.</p>

<p>دوربین در نقش یک راوی مدرن تاریخ، اصراری به ضبط یک‌جانبه زندگی اشرافیت ایتالیا ندارد و از همان ابتدا با اصراری برابر، به اعمال خدمتکاران و به‌ویژه زنی که نقش دایه بچه‌ها و دوستِ خانم صاحبخانه «تیلدا سوینتون» را دارد نظر می‌اندازد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/tilda-swinton 1.jpg' /><br/>
<small><small>تیلدا سوینتون بازیگر فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>آرامش دوربین و حرکات حساب‌شده‌ آن، در کنار نورپردازی موضعی و رنگ‌های سنگین و پر حاشیه‌، خبر بازنشستگیِ رئیس کارخانه را در شب تولدش با غروری اشرافی در اتاق‌ها می‌پراکند. ترفندهای تصویری حکایت از این دارند که امپراطوری اقتصادی خانواده ‌ «ریچی» که قدمتی  طولانی در اقتصاد ایتالیا دارد، در حال انتقال به نسل بعدی است.</p>

<p> پسر ارشد که انتظاری جز تحویل گرفتن  کارخانه از پدرش را ندارد، با نگاهی سرد  که رد هیچ احساسی را نمی‌توان در آن جستجو کرد، با نگاه شاداب و آرمان‌گرای پسرِ خودش که سرشار است از لطافتِ زندگیِ متمولانه، در هم می‌آمیزد. در همان هنگام، تیلدا سوینتون در نقشِ همسرِ پسر ارشد، با لبخندهای شدیداً مهار شده‌، ورود میهمانان را به خانه خیر مقدم می‌گوید.</p>

<p>همه دور میز جمع شده‌اند و پس از آنکه پدربزرگ شمع تولدش را فوت می‌کند،  از زبان او مطلع می‌شوند که کارخانه باید مشترکاً به دست پسر و نوه اداره شود. پدر بزرگ با این تصمیم به طور ضمنی ابراز می‌کند که راز بقا و اندوختن ثروت بیکران خاندواده «ریچی» در این است که پسر خشک و حسابگر منافع صاحبان ثروت را حفظ کند و رعایت حقوق کارگران نیز به عهده نوه لطیف و عاری از حرص باشد.</p>

<p><object width="285" height="230"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/UUXEAhJb_O0&amp;hl=en_US&amp;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/UUXEAhJb_O0&amp;hl=en_US&amp;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="285" height="230"></embed></object></p>

<p>همه چیز می‌توانست به همان آرامش چند‌صد‌ساله تکرار و حفظ شود ولی تغییرات جامعه ایتالیا و جهان به گونه‌ای دیگر در حال رقم خوردن است. مهم‌ترین و اصلی‌ترین پشتیبانان دگرگونی به تعبیر نویسنده و کارگردان فیلم، زنان هستند که در این نمایشِ انتقال ثروت، مثل همیشه بی‌نصیب می‌مانند.</p>

<p>انتخاب تیلدا سوینتون و بازی صامت و صورتِ مدرن که غم و شادی را همزمان در خود دارد، آگاهانه‌ترین انتخاب کارگردان فیلم بوده است. بازیگرِ معروف فیلم‌های تجربی «درک جارمن»، و قهرمان اصلی فیلم «من عشق هستم» در بین میهمانان، می‌تواند سرآسیمه از لبخند سرد و مصنوعی فاصله بگیرد و به جای آن، برق تلخی در چشمان مشوش خود بنشاند.</p>

<p>تلخی و تشویشی که همراه با تنهایی، غریبه‌گی و بی‌اعتنایی نسبت به ارزش‌های خانواده اشرافی، همه وجود او را به اسارت گرفته است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/looooooooooooooooooooooove.jpg' /><br/>
<small><small>صحنه‌ای از فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>نوه دختری خانواده «ریچی»، اولین زنی است که نظم سنتی اشرافی را در هم ‌می‌ریزد. او به جای کشیدن تابلوی نقاشی، بر خلاف رسوم طبقه مرفه، یک تابلوی عکس از کارهای خودش برای هدیه تولد پدر بزرگ می‌آورد.</p>

<p>همین دختر در فردای روز انتقال قدرت و سرمایه خانواده، به دانشکده هنر در لندن می‌رود و در یادداشتی که برای مادرش به جا گذاشته است، از رابطه عاشقانه‌اش با یک دختر دیگر ‌می‌گوید.</p>

<p>از قضا، در همان لندن یک شرکت بین‌المللی به مدیریت یک امریکایی هندی‌الاصل، پیشنهاد خرید همه اموال و دارایی شرکت «ریچی» ایتالیایی را به پدر و پسر، که صاحبان جدید شرکت هستند می‌دهد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/tilda-swinton2.jpg' /><br/>
<small><small>تیلدا سوینتون در فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>پیشنهادی که به گفته یکی از شخصیت‌های فیلم، خانواده ریچی را ثروتمندتر  می‌کند. به‌رغم مخالفت اولیه ولی نیم‌بندِ نوه لیبرال، فروش شرکت «ریچی»، مدل اقتصاد ملی ایتالیا به انگیزه سود بیشتر، بر سرعت فروپاشی ارزش‌های اخلاقی و مذهبی ایتالیایی می‌افزاید.</p>

<p>بعد از جسارتی که نوه دختری خانواده «ریچی» به خرج می‌دهد، اینکه نامزد از پیش تعیین‌شده‌اش را رد می‌کند، موهایش را کوتاه می‌کند، ابزار هنری‌ که از او توقع داشتند را تغییر می‌دهد و در نهایت از پَستو بیرون می‌آید و به یک زن دیگر ابراز عشق می‌کند، در منطقه ممنوعه سنتی، شکافی ایجاد می‌شود که موضوع اصلی فیلم یعنی عشق را در مقابل ازدواج قرار می‌دهد.</p>

<p>تیلدا سوینتون که یکی از درخشان‌ترین توانمندی‌های بازیگری‌اش را در فیلم «اورلاندو» اثر ویرجینیا وولف ایفا کرده بود،  نیمه دوم فیلم «من عشق هستم» را یک‌تنه و با جادوی هنرمندانه‌اش به دوش می‌کشد و قدم به قدم با راهنمایی سینمایی«لوچا گاداگنینو»، بنیان ارزش‌های سنتی ایتالیا را پس از فروپاشی سرمایه‌داری ملی ایتالیا، به شاعرانه‌ترین و گستاخانه‌ترین شکل ممکن در هم می‌ریزد.</p>

<p>با تمام وجود، دوست دارم که باز هم از این فیلم بگویم، به‌ویژه از نیمه دوم آن که تقریباً صامت است، ولی وصفِ این بخش از تجربه‌ زیبایِ تصویری را به فرصتی دیگر می‌سپارم و شما را به دیدن فیلم «من عشق هستم» دعوت می‌کنم.</p>

<p><a href="http://www.iamlovemovie.com/">وب‌سایت فیلم</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_536.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_536.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد فيلم</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 23:00:36 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>اجرای قانون اساسی در سه قطعه</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>یک:</strong></p>

<p>خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/07/post_96.html#fn1">1</a></sup> درواقع بستر تلاش برای «تغییر» است. </p>

<p>باید «جا»یی ایستاد و مقاومت کرد. بدون این جایگاه (Position)، رئالیسم سیاست، مخدوش می‌شود. </p>

<p>ناواقع‌گرایی در سیاست به تعبیر آیزیا برلین، انتزاعی کردن رهایی وارائه نوعی نظریه ومدل فراگیر سیاسی برای کل تاریخ است. نظریه و مدلی که اجزای واقعی قدرت را به نفع یک نوع کلیت نادیده می‌گیرد و مدام در پی آن است که تاریخ را از ابتدا واز روی دست دیگری ترسیم کند. </p>

<p>ازنظر او رئالیست‌ها کسانی‌اند که حقیقت دهشتناک را رصد کرده هرچند که مدل نظری را برای این کارنتوانند دست‌وپا کنند. آنچه برای آن‌ها مهم است، واقعیت مخاطره‌آمیز پیش روست. </p>

<p>جایگاه واقعی کنش سیاسی ما، قانون اساسی در محدوده دولت – ملت ایران است.  بیرون از این جایی نیست. </p>

<p>در واقع نقطه صفر تاریخی‌ای وجود ندارد. بدون قبول قانون، تغییرآن ممکن نیست. زیرا به محض نفی کلیت قانون، از درون دولت- ملت وبالطبع از درون میدان سیاست به بیرون پرتاب می‌شویم: مجرم. سیاست از درون قانون آغاز می‌شود ( تاکید براجرای قانون) و در ادامه خود او را نیز دربر می‌گیرد (تلاش برای تغییرقانون). تغییر قانون اساسی دستاورد پایانی است. </p>

<p>آن شیوه‌ای که بازرگان وطالقانی برگزیدند. آنها از همان ابتدا قانون اساسی مشروطیت را که سلطنت را ابقا اما محدود می‌کرد پذیرفته بودند. آن‌ها حقیقت دهشتناک را نوع قانون نمی‌دانستند بلکه چگونگی سلطنت برای‌شان اولویت داشت: آیا این بدان معنااست که آن‌ها طرفدار سلطنت بودند؟ </p>

<p>لازمه تغییرقانون اساسی، خواست اجرای آن است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/by-hooman_kazemian.jpg' /><br/>
<small><small>آن چیزی که قانون اساسی را تغییر می‌دهد خواست سوبژکتیو (اراده‌گرایانه) دموکراسی‌خواهان نیست، بلکه ارائه تفاسیر دیگر از آن است</small></small>


</p>

<p><strong>دو:</strong></p>

<p>قانون همواره توسط حاکم نقض می‌شود. درواقع حاکمیت حاکم، منوط به نقض قانون توسط وی است -عبارتی از اشمیت. این نقض برخلاف نقضی که مردم می‌کنند، او (حاکم) راهیچگاه مجرم نمی‌کند. </p>

<p>تنها لحظه‌ای که می‌توان مجرم نشد و حاکم را درمضیقه قرار داد لحظه‌ای است که بتوان نقض قانون توسط حاکم را نشان داد. درواقع اورا مجرم کرد. کاری که حامیان حقوق بشردرمساله گوانتانامو با بوش کردند. </p>

<p>لازمه این کار این است که مردم، قانون را در لحظه‌ای ویژه از آن خود کنند. موسوی با قانون اساسی می‌خواهد چنین کاری کند. تا قانون از آن مردم نشود نمی‌توان روح دمو (مردم) را درآن دمید. </p>

<p>دموکراسی لحظه‌ای است که قانون، متعلق به مردم می‌شود.</p>

<p><strong>سه:</strong></p>

<p>گادامر به ما می‌آموزد که «فهم‌، همواره‌ تفسیر(interpretation) است‌ و از این‌ رو تفسیر، شکل‌ آشکار هر گونه‌ فهمی‌ است». متن، ساکت است. چیزی که بدان صدا می‌دهد همان تفسیر است. هنگامی ما متنی را می‌فهمیم که آن را تفسیر کنیم. این تفسیر از کجا می‌آید؟ </p>

<p>هر تفسیری ریشه در «سنت» دارد. نگاه ما به هر متنی برخاسته از سنت ماست. اهمیت سنت برای گادامر همین جاست. بدون سنت اساسا هیچ متنی خوانده نمی‌شود. پس این توهم را باید به دور ریخت که می‌توان سنت را کنار گذاشت و به یکباره تغییر کرد. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/four-street.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>نوع مدرنیت ما منوط به نوع سنت ماست. درواقع جایی که ایستاده ایم و می‌خواهیم در آن تغییری بدهیم سنت است. بدون این جا (Position)، تغییر ناممکن است. به تعبیری سنت شبیه مادری است که فرزندان گوناگونی را می‌زاید: آبستن مدرنیته، سنت است. </p>

<p> قانون اساسی چیزی نیست جز متنی که سنت سیاسی هر جامعه و دولتی را در خود منعکس کرده است. هر سنتی خود را در متنی منعکس می‌کند. </p>

<p>در واقع به واسطه متن هاست که امکان تشخیص سنت‌ها فراهم می‌شود. مثلا سنت دینی در متون مقدس نشسته‌اند و سنت فرهنگی در متون هنری وادبی. </p>

<p>نکته اینجاست که تلقی‌های جدید از دین، فرهنگ و نیز سیاست از خلال تفاسیر جدید از متون هریک از این سنت‌ها برخاسته‌اند. به همان میزان که جدیدند، قدیمی‌اند و به همان میزان که منطبق با شرایط زیست اکنون‌اند، انعکاسی از گذشته‌اند. </p>

<p>شکی نیست که فهم‌های گوناگونی از قانون اساسی به مثابه یک متن وجود دارد؛ اما مساله اینجاست که منتقدین این متن، بدون میانجی تفسیر خود این متن (یعنی زیست ذهنی در مکان قانون اساسی – همان «جا») نمی‌توانند آن را تغییر دهند. </p>

<p>توهمی که می‌توان این متن را دور‌انداخت و چیز کاملا جدیدی را پی‌افکند، تصوری برخاسته از علوم مهندسی وآزمایشگاهی است. آیا خالقان جهان جدید، متون مقدس دینی و کهن ادبی وتنظیمات سیاسی پیشین را دربدو امر دور‌انداختند؟</p>

<p>آن چیزی که قانون اساسی را تغییر می‌دهد خواست سوبژکتیو (اراده‌گرایانه) دموکراسی‌خواهان نیست، بلکه ارائه تفاسیر دیگر ازآن است. </p>

<p>در دیدگاه گادامر، یک‌ متن‌ فقط‌ به‌ این‌ دلیل‌ به‌ صدا در می‌آید که‌ پرسش‌هایی‌ امروزین‌ پیش‌ روی‌ آن‌ گذاشته‌ شود. </p>

<p>درحقیقت، تفسیر دردرون پیش‌ تصورات -  سنت - آغاز می‌شود و دریک‌ فراشد حلقوی‌ و رفت‌ و برگشت‌ میان‌ مفسر و متن‌ (اثر)، پیش‌داوری‌ مناسب ‌تر، جانشین‌ پیش‌داوری‌ قبلی‌ می‌شود. </p>

<p>گادامر نتیجه‌ این‌ بازی، گفت‌ و گو یا فراشد پرسش‌ و پاسخ‌ را «به‌ زبان‌ درآمدن‌ اثر» می‌داند. </p>

<p>این بدین معناست که برای به صدا درآوردن و نشان دادن سویه‌های غیر دموکراتیک قانون اساسی راهی نیست جز شکستن فراروایت حاکم بر قانون، مناظره با خود متن و تضعیف هژمونی مفسران غیردموکراتیک آن. در واقع لازمه تغییر قانون، ساماندهی دیگری- مفسر و تضعیف روایت مفسرحاکم از آن است. </p>

<p>وقتی قانون اساسی را به سبب مفاد غیر دموکراتیکش دور بیندازیم درواقع حیات تفسیر غیر دموکراتیک از آن را تقویت نموده، مکان کنش سیاسی را رها کرده و سیاست را به نوعی رومانس تغییر- تخیل دموکراسی - تقلیل داده‌ایم؛ و چه چیزی بهتر و کم خطرتر از این برای حاکم تا مخالفانش سخنوران رگ گردن ورم کرده‌ای باشند که جایی بیرون افتاده از میدان سیاست، گیس توهم را شانه می‌کنند. </p>

<p>در این موقعیت، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، سیاستی عمیقا رادیکال است.</p>

<p><HR></p>

<p>یادداشت:</p>

<p>۱- فرصت توضیح نیست که پروژه اجرای قانون اساسی در دوره اصلاحات اول با دوره اصلاحات متاخر (جنبش سبز) سرشت وماهیتی متفاوت دارند.</p><p>[1]</p>

<p> <br />
</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/07/post_96.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/07/post_96.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">پرسه‌نگار</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 22:00:35 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>از ماتیس تا ماله‏ویچ</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>خیلی‌ها نمی‌دانند که موزه افسانه‌ای هرمیتاژ در سن پترزبورگ روسیه، سال گذشته شعبه‌ای هم در آمستردام افتتاح کرده است. نکته جالب این که این شعبه هلندی، در یک نمایشگاه عظیم با نام «ماتیس تا ماله‏ویچ؛ پیشگامان هنر مدرن» بخشی از آثار مدرنیست‌های اولیه و برجسته جهان را یکجا رو در روی تماشاگران غربی‌ای قرار می‌دهد که غالباً امکان یا حوصله سفر به روسیه را ندارند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/hermitage-amsterdam-birds-eye.jpg' /><br/>
<small><small>موزه هرمیتاژ در هلند</small></small>


</p>

<p>اما این موزه بزرگ روسیه، از نیمه قرن بیستم بود که کم‌کم آثار هنرمندان غربی را توسعه داد و تنها سه چهار دهه قبل با آثاری که دو تاجر روسی با نام‌های سرگئی شوکین و ایوان موروزوف مدت‌ها قبل در پاریس خریداری کرده بودند، صاحب آثاری از پیشگامان مدرنیسم دنیا شد و حالا در یک نمایشگاه فاخر آثار گرانبهایی از هنری ماتیس، پابلو پیکاسو، واسیلی کاندینسکی و کازیمیر ماله‏ویچ را در کنار هم قرار می‏دهد.</p>

<p>این دو تاجر در ابتدا آثار رئالیستی به سبک موزه هرمیتاژ را خریداری می‌کردند، اما از این کار دست کشیدند و ناگهان با آثار سزان و گوگن و ون گوگ آشنا شدند و بدون هیچ پشیمانی، به خریدن این نقاشی‌ها همت گماردند. اما این موزه مدیون فرمان محرمانه استالین در سال ١٩٤٨ برای بسته شدن «موزه هنر غرب» در مسکو هم هست که آثار آن به موزه هرمیتاژ در سن پترزبورگ منتقل شد؛ جایی که از قرن‌ها قبل به نقاشی کلاسیک اختصاص داشت و گنجینه عظیمی را هم گرد آورده بود.</p>

<p>نمایشگاه «ماتیس تا ماله‏ویچ» که تا هفدهم سپتامبر ادامه دارد، هرچند تمام گنجینه امپرسیونیستی و پس از آن موزه هرمیتاژ را در برنمی‌گیرد (و البته همه آثار خریداری‌شده شوکین و موروزوف را هم)، با این حال فرصتی استثنایی است برای تماشای آثاری مهم به ویژه از دو هنرمند بی‌نظیر: ماتیس و پیکاسو.</p>

<p>یکی از مهم‌ترین منابع درباره پیشگامان هنر مدرن، یادداشتی است از ماتیس که در سال ١٩٠٨ نوشته شده است و در آن این نقاش فرانسوی اشاره می‌کند که به وسیله هموار و یک بعدی کردن سطح نقاشی، تزئینات و بیان به یک نقطه مشترک می‏رسند؛ در حالی که نقاشی سنتی با خلق توهم سه بعدی بودن، با صاف نشان‏دادن سطح نقاشی مخالف بود. اثر «بازی بولینگ» در سال ١٩٠٨، نمونه روشنی از این نوع تعریف تازه از نقاشی است که در آن همه چیز در یک سطح قرار دارد و نقاش برای ایجاد توهم سه بعدی هیچ تلاشی نمی‌کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Henri_Matisse_1933_May_20.jpg' /><br/>
<small><small>هنری ماتیس (Henri Matisse)</small></small>


</p>

<p>ماتیس در سال ١٩٠٩ در مصاحبه‌ای می‌گوید: «نقاش دیگه لازم نیست که خودش رو فدای جزئیات ناقابل بکنه. این کاریه که عکاسی برای ما انجام می‌ده و خیلی هم بهتر این کار رو انجام می‌ده... دیگه بازتاب وقایع تاریخی هم وظیفه نقاشی نیست. این رو می‌شه تو کتاب‌ها پیدا کرد. برای ما نقاشی معنای بالاتری داره. نقاشی به نقاش اجازه می‌ده که تصویرهای دورنی‌ش رو بیان کنه.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/HarmoninRed2.jpg' /><br/>
<small><small>Harmon in Red</small></small>


</p>

<p>این آغاز دورانی است که نقاش برخلاف گذشته، به جای جهان بیرون به جهان درون خود می‌نگرد و شکل و شمایل نقاشی‌های رئالیستی به کل دگرگون می‌شود، و همین منشاء پیدایش و گسترش مکاتب تاثیرگذار در نقاشی و جریان‌های گسترده از فوویست‌ها تا دادائیست‌ها و سوررئالیست‌هاست که شماری از ماندگارترین آثار هنر مدرن را در قرن بیستم خلق کردند.</p>

<p>دوازده نقاشی ماتیس و چهار مجسمه او سهم این نمایشگاه است تا جهان رنگارنگ و جسورانه این نقاش را برای تماشاگرش ترسیم کند. متفاوت بودن رنگ‌ها و شادابی آنها در «اتاق قرمز»، یا «ظرف‌ها و میوه‌ها روی یک فرش قرمز و سیاه» و «مراکشی سبزپوش ایستاده» جلب توجه می‌کند و قدرت نقاش در آفرینش، در «آفتابگردان ها در یک گلدان». همچنین تلاش ماتیس برای یک بعدی کردن سطح نقاشی‏ها را می‌توان در بیشتر آثار این مجموعه حس کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/henri_matisse vase of Sunflowers.jpg' /><br/>
<small><small>vase of Sunflowers</small></small>


</p>

<p>اما نقاش نابغه قرن بیستم، پابلو پیکاسو هم از همان نقاشی‌های بیست سالگی‌اش، جهان تو در تو و پیچیده خود را با نگاهی متمایز به انسان ترسیم می‌کند و ابایی ندارد که از نقاشان پیش از خود به‌کل متفاوت باشد. پیکاسو در جواب سوالی درباره فرضیه او در نقاشی، به سادگی می‏گوید: «خلبان اجازه نداره با کسی حرف بزنه!»</p>

<p>اما جهان تودرتوی پیکاسو و تم‌های مورد علاقه‌اش را می‌توان در آثاری چون «حمام گرفتن»، «زن نشسته»  و از همه مهم‌تر در «عروس جنگل» به روشنی دید؛ آثاری که  همه در سال طلایی ١٩٠٨ (سالی بسیار مهم برای فوویست‏ها) نقاشی شده‌اند، زمانی که پیکاسو فقط ٢٧ سال داشت.</p>

<p>فوویست‌ها هم بخش ویژه‌ای در نمایشگاه دارند و آثاری چون «لوسی و شریک زندگی‌اش» و «خانمی با کلاه سیاه» از کیس ون دانگن و «دختران» اثر ژرژ رائو چشمگیر هستند (که این آخری تصویری غریب از فاحشه‌ها ارائه می‌کند که برگرفته از نوع نگاه و پیشینه زندگی مذهبی نقاش است.)</p>

<p>آندره دورن هم جایگاه ویژه‌ای در نمایشگاه دارد و نه اثرش جلوه‌ای از کار این نقاش فرانسوی را برجسته می‌کنند که با طبیعت بی‌جان‌های متفاوت، شکل مدرنی از نقاشی اشیای بی‌جان و مناظر را پیش روی مخاطبش قرار می‌دهد.</p>

<p>در مجموع، هفتاد و پنج نقاشی در این نمایشگاه گرد آمده که تصاویر همه آنها در کتاب نفیسی با نام «ماتیس تا ماله‏ویچ» توسط موزه هرمیتاژ آمستردام به چاپ رسیده است.</p>

<p>در این کتاب، در ابتدا کوریتور نمایشگاه، هنک ون اوس، درباره چگونگی شکل‌گیری این نمایشگاه و حرکت پیشگامان هنر مدرن توضیح می‌دهد و پس از آن، مقاله مفصلی درباره سرگئی شوکین و دیگرانی که این آثار را خریداری و به روسیه برده‌اند، به همراه عکس‌های نادری از این تابلوها در خانه‌های آنها، به چاپ رسیده است.</p>

<p>در ادامه، با تحلیلی درباره آثار ماتیس نوشته آلبرت کوستنویچ روبرو هستیم، همچنین تحلیل‌هایی درباره فوویست‌ها و پیکاسو به طور جداگانه نوشته همین نویسنده، و تحلیلی بر کار آندره دورن نوشته ناتالیا دمینا.</p>

<small>شناسنامه کتاب:<br /><br />
<p dir="ltr">Matisse to Malevich;<br />Pioneers of Modern art from the Hermitage- 288 Pages- Hermitage - Amsterdam<br /><span class="caps"><span class="caps">ISBN</span></span>: 978 90 78653 18 9</p></small> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1348.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1348.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 21:00:40 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>قتل جاسوس ایرانی در هلند؛ بازخوانی یک پرونده</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>در فوریه‏ی ۱۹۹۵، جسد یک ایرانی در هلند، در نزدیکی مرز آلمان، کشف شد: محمود جعفری، معروف به «انوش» که در میان ایرانیان مقیم هلند، به‌عنوان یک فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از مقبولیت زیادی برخوردار بود.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100729_Anush_final.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>حدود یک سال بعد، در پی انتشار گزارشی از یک فعال ضد جاسوسی در این کشور و هم‏چنین گزارشی مفصل در روزنامه‏ی هلندی «تراو» روشن شد که این فعال سیاسی و فرهنگی به جاسوسی برای وزارت اطلاعات ایران مشغول بوده است.</p>

<p>این روزها در جامعه‏ی ایرانی هلند، به‏ندرت صحبت از ماجرای انوش می‏شود. بسیاری اصلاً او را به یاد ندارند و یا ترجیح می‏دهند چیزی به یاد نیاورند. رویدادی که رعب و وحشت فراگیری را در میان ایرانیان مقیم هلند پدید آورد و شاید هنوز هم تاثیر نامرئی آن بر روابط ایرانیان در این کشور حس می‏شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/amsterdam.jpeg' /><br/>
<small><small>هلند، بیش از سی هزار ایرانی را در خود جای داده است</small></small>


</p>

<p>کشور کوچک و ۱۶میلیون نفری هلند، بیش از سی‌هزار ایرانی را در خود جای داده است. این جمعیت یکی از بزرگ‏ترین جوامع مهاجر ایرانی در اروپا را پدید آورده است که البته شاید پیرو سیاست‏های دولت هلند، در سراسر این کشور پراکنده شده‏اند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">افشای جاوسی انوش، مهاجران ایرانی در هلند را شوکه کرد و موجی از وحشت در میان آنها پدید آورد. </span></div></p>

<p>بزرگ‏ترین موج مهاجرت ایرانی‏ها به هلند، به سال‏های پایانی دهه‏ی ۱۹۸۰ تا سال‏های میانی دهه‏ی ۱۹۹۰ بازمی‏گردد؛ دورانی که هلند به گستردگی، پذیرای پناهندگانی بود که با فرار از فضای ایرانِ جنگ‏زده، به دنبال فراهم کردن زندگی آرامی برای خود و خانواده‏های‏شان بودند.</p>

<p>در چنین فضایی «انوش» که نام واقعی‏اش محمود جعفری بود. در جامعه‏ی روشنفکری ایرانی در هلند، نامی آشنا بود. بسیاری از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به خانه‏ی او رفت‏وآمد داشتند و نشست‏ها و بحث و گفت‏وگوهای خود را در آن‏جا برپا می‏کردند.</p>

<p>انوش به سازمان‏‌های اجتماعی رفت‏وآمد داشت، در بین گروه‏های سیاسی دارای مقبولیت بود و حتی در برگزاری برنامه‏های فرهنگی نیز فعال بود، اما در نهایت، جسد او در نزدیکی مرز آلمان پیدا شد.</p>

<p>مراسم یادبود انوش در فوریه‏ی سال ۱۹۹۵، همراه با اندوه عمیق ایرانیان مقیم هلند برگزار شد، ولی مدتی بعد، انتشار اطلاعیه‏ای درباره‏ی او و تایید پلیس هلند، مهاجران ایرانی در هلند را شوکه کرد و موجی از وحشت در میان آنها پدید آورد. </p>

<p>صدها نوار از نشست‏های برگزار شده در خانه‏ی انوش، تماس‏های تلفنی با ایران، دفترچه‏های برنامه‏ریزی و حدود دوهزار صفحه گزارش، نقش او را به‌عنوان جاسوس وزارت اطلاعات ایران در هلند فاش کرد. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/100896802329.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>هاله‏ قریشی، استاد دانشگاه و جامعه ‏شناس در آمستردام، آن روزها برای انجام یک پروژه‏ی پژوهشی با بسیاری از ایرانیان دیدار و گفت‏گو می‏کرد. هاله در کتاب خود درباره‏ی زنان تبعیدی ایرانی در هلند و امریکا که در نهایت در سال ۲۰۰۳ به چاپ رسید، درباره‏ی آن روزها می‏نویسد:</p>

<p>«به فضای بی‏اعتمادی‏ای که از پیش در میان ایرانیان وجود داشت، دامن زده شد. بسیار دشوار بود که درباره‏ی زمینه‏ی سیاسی‏شان با آنها صحبت شود. به‏ویژه، داستان فرستاده شدن نوارها به ایران، ضبط مصاحبه‏ها را غیرممکن کرده بود.»</p>

<p>جاسوسی محمود جعفری یا انوش، در نهایت ماه‏ها پس از قتل او، در اطلاعیه‏ای به قلم امرالله ابراهیمی، فعال ضد جاسوسی در هلند و نازنین، دوست دختر انوش، فاش شد. پلیس پیش از این به دلیل درجریان بودن تحقیقات، آنها را از انتشار اطلاعیه بازداشته بود. کمی بعد هم توسط روزنامه‏ی «تراو» در هلند، موضوع به شکل گسترده‏ای پوشش داده شد و سپس برای نخستین‌بار وزارت اطلاعات هلند در گزارش سالانه‏ی خود، این موضوع را تایید کرد.</p>

<p><strong>جاسوسی انوش چگونه روشن شد...</strong></p>

<p>موضوع جاسوسی محمود جعفری اما چگونه روشن شد؟ ظاهراً نخستین مظنون به او، امرالله ابراهیمی، عضو پیشین بخش ضد اطلاعات سازمان چپ اسلامی مجاهدین خلق بود. ابراهیمی به گفته‏‌ی خود او، به دلیل تضاد فکری با این سازمان، از آنها جدا می‌شود و در قالب گروهی مستقل به نام «آذرخش»، فعالیت‏های ضد جاسوسی خود در اروپا را ادامه می‏دهد. وی می‌گوید:</p>

<p>«در سال ۱۹۹۳، وقتی برای نخستین بار انوش را دیدم به او مشکوک شدم. او مسائلی را در رابطه با من بیان کرد و ادعا داشت که این اطلاعات را از سازمان مجاهدین خلق گرفته است. در صورتی که من مطمئن بودم سازمان مجاهدین خلق چنین اطلاعاتی را به‏هیچ‏وجه نمی‏تواند در اختیار او گذاشته باشد.<br />
مگر این که افرادی که از سازمان مجاهدین خلق که با رژیم کار می‏کردند یا از عراق به ایران رفته بودند، چنین اطلاعاتی را در اختیار رژیم قرار داده باشند و رژیم هم آنها را در اختیار انوش قرار داده باشد.</p>

<p>بعد از راه یکی از دوستان سابقم که هم‏چنان با مجاهدین کار می‏کرد، متوجه شدم که انوش توسط افراد مختلف اطلاعاتی در رابطه با دیگران به مجاهدین می‏‌دهد و هم‏چنین برعکس. این‏ها مواردی بودند که باعث شدند من به انوش شک کنم، تا این‏که یک‌بار همراه دو تن از بچه‏‌های چریک‏های فدایی (شاخه‏ی اشرف دهقانی)، برای خرید کتاب به خانه‏ی انوش رفتیم. پیش از آن، من از او تقاضای یک کاست شعر کرده بودم. انوش که چند اتاق داشت و در کتاب‏خانه مشغول دادن کتاب به این دوستان بود، به من گفت نواری را که خواسته بودم، در اتاق نشیمن روی تلویزیون است.</p>

<p>وقتی برای برداشتن نوار رفتم، دیدم که چندین نوار آن‏جا چیده شده‏ است. من یکی از نوارهایی را که فکر می‏کردم نوار درخواستی‏ام است، برداشتم و با اشتیاق خواستم  همان‏جا گوش بدهم. اما دیدم که این نوار حاوی مکالمه‏ی ضبط شده‏ی یکی از افرادی است که من می‏شناختم و هدف‏دار هم ضبط شده است. آن‏جا دیگر شک و شبهه‏ای نکردم و ۱۰۰درصد مطمئن شدم که او جاسوس است.»</p>

<p><strong>کشمکش با پلیس و افشای ماجرا</strong></p>

<p>امرالله ابراهیمی، فعال ضد جاسوسی، در پی این موضوع، چندین بار در تماس با پلیس هلند، خواستار واکنش آنها می‌شود، اما پلیس تنها به ثبت اطلاعات وی پرداخته است.  زمانی که ابراهیمی تهدید کرده موضوع را در گفت‏وگو با رسانه‏های هلندی علنی خواهد کرد، پلیس استدلال کرده که عمومی کردن مسئله، به دشوار شدن پی‏گیری‏های پلیس منجر می‏شود و بهتر است فعلاً سکوت شود.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">امرالله ابراهیمی، فعال ضد جاسوسی، بارها در تماس با پلیس هلند، خواستار واکنش آنها می‌شود، اما پلیس تنها به ثبت اطلاعات وی پرداخت. </span></div></p>

<p>کشمکش با پلیس تا زمان قتل انوش ادامه پیدا می‌کند و در نهایت، در فوریه‏ی سال ۱۹۹۶، اطلاعیه‏ای درباره‏ی فعالیت‏های جاسوسی انوش در هلند منتشر می‌شود.</p>

<p>افشای این موضوع اما چه تاثیری در فعالیت‏های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در هلند و کل اروپا می‌گذارد؟ امرالله ابراهیمی، توضیح می‌دهد:</p>

<p>«آن زمان به این فکر می‏کردم که انوش‏های دیگری هم در میان ما وجود دارند، اما ما هوشیار نیستیم. فکر کردم وقتی این اطلاعیه منتشر شود، می‏توانیم هوشیار بشویم و انوش‏های دیگر را از صف خودمان خارج کنیم. نمی‏‌دانم دیگران چه نظری درباره‌ی این مسئله دارند. حتی شنیدم که افشای این ماجرا ترس‏هایی ایجاد کرده است و بعد از آن، ایرانی‏ها نمی‏توانند خیلی راحت با همدیگر ارتباط برقرار کنند و یا خیلی از ایرانی‏ها محتاط شده‏اند. ولی من حتی با گذشت سالیان، آن حرکت را هم‏چنان کار بسیار مثبتی می‏دانم و فکر می‏کنم ایرانی‏ها خیلی هوشیارتر شده‏اند تا راحت به کسی اطلاعات ندهند.»</p>

<p>این فعال ضدجاسوسی در هلند می‌افزاید: «هواداران حزب کمونیست کارگری، مشروطه‏خواهان و ... با انوش رابطه‏ی بسیار نزدیکی داشتند. انوش تا جایی نفوذ کرده بود که در سال ۱۹۹۳، وقتی قرار بود تظاهرات ۳۰ خرداد سازمان مجاهدین در آلمان برگزار شود، از سوی سازمان مجاهدین، به عنوان مسئول نفرات به آن‏جا اعزام شد، در صورتی‏که کادر رسمی وزارت اطلاعات بود.»</p>

<p><strong>انوش چگونه شخصیتی بود؟</strong></p>

<p>محمود جعفری یا انوش، به لحاظ کاری و شخصیتی چه ویژگی‏هایی داشت که توانسته‏ بود تا این حد در گروه‏های سیاسی و اجتماعی ایرانی، با نگرش‏های گوناگون، نفوذ پیدا کند؟</p>

<p>رحمان جوانمردی، فعال پیشین در سازمان پناهندگان هلند در روتردام در آن دوران، می‏گوید: «انوش با یک سری پیشنهاد به جمع ما آمد. کتاب‏های فارسی زیادی همراهش بود که می‏خواست آن‏ها را هدیه کند. آن زمان، کتاب‌های ایرانی بسیار کم بود و دسترسی به کتاب ایرانی برای فعالانی که هنوز تاحدودی به مسائل ایران فکر می‏کردند، آرزو بود.»</p>

<p>رحمان جوانمردی می‌افزاید: «در آن سال‏ها، هم‏زمان دو سازمان پناهندگی در هلند وجود داشت که یکی از آنها کارهای فرهنگی انجام می‏داد و دیگری هم ما بودیم که به مسائل پناهندگی می‏پرداختیم و تاحدودی هم سیاسی‏تر بودیم. زمانی که انوش گفت حدود هفت - هشت هزار کتاب‏ برای ایرانیان دارد  ما به وی پیشنهاد دادیم که با سازمان دیگر پناهندگی که بیش‌تر کارهای فرهنگی انجام می‏دهد، همکاری کند.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">رحمان جوانمردی، فعال سازمان پناهندگان هلند: «انوش آن‏قدر پیشنهادهای خوب داشت که ما حاضر شدیم با او در یک تحریریه بشینیم.»</span></div></p>

<p>این فعال سازمان پناهندگی هلند در روتردام درباره انوش می‌افزاید: «از آن‏جایی که او سابقه‏ی فعالیت سیاسی نیز داشت و از تاریخچه‏ و وضعیت سازمان‏های سیاسی هم آگاه بود، صحبت با او و شرکت در گفت‏وگو‏ها در جوار او جالب بود. به این‏ترتیب، انوش می‏توانست خود را هم در جمع‏های سیاسی و هم در مجامع فرهنگی جای بیاندازد. در عین حال قلم خوبی هم داشت. اتفاقاً همان‌موقع ما درصدد بودیم که نشریه‏ای به زبان فارسی منتشر کنیم. انوش آن‏قدر پیشنهادهای خوب داشت که ما حاضر شدیم با او در یک تحریریه بشینیم. البته او هیچ‏وقت عضو سازمان پناهندگی ما نشد، ولی در سازمان پناهندگی‌ای که در کنار ما بود، عضو بود و حتی تا هیئت رییسه‏ی این سازمان هم نفوذ کرده بود.»</p>

<p><strong>ورود برادر جاسوس به هلند و سامسونت روسی</strong></p>

<p>در پی قتل انوش، برادر او، احمد جعفری از تهران به هلند آمد. عده‏ای بر این باور بودند که او هم از سوی وزارت اطلاعات ایران، برای پی‏گیری موضوع به اروپا آمده است. </p>

<p>احمد در نهایت مدعی شد که تنها برای خروج از ایران، وانمود کرده که با وزارت اطلاعات همکاری خواهد کرد، ولی با آنها قطع ارتباط کرده است؛ در زمان ارتباطش هم اطلاعاتی نادرست به این سازمان منتقل می‏کرده است، اما وجود یک کیف سامسونت در این میان، بسیار حساسیت‏‌زا شده بود.</strong></p>

<p>احمد پوری از سازمان پناهندگی «پرایم» در لاهه، از قول احمد جعفری، برادر انوش، در پیوند با مأموریتش در هلند می‏گوید: </p>

<p>«احمد گفت که آمدن او از ایران به هلند به این دلیل بوده که انوش یک سامسونت ضبط حاوی اطلاعات مافوق سری جاسوسی روس‏ها داشته است. ظاهراً احمد می‏بایست به عنوان وارث انوش، این کیف را تحویل بگیرد و به سفارت ایران بدهد. او ادعا می‏‌کرد که پلیس پیش از آمدن او، خانه‏ی انوش را اشغال کرده و تمام این وسایل را همراه با ۳۰۰ نواری که انوش از صحبت‏های ایرانی‏ها ضبط کرده بود، برده و در نتیجه او هیچ کار جاسوسی‏ای برای جمهوری اسلامی نکرده و فقط از ایران فرار کرده است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">احمد پوری، عضو سازمان پناهندگی پرایم در لاهه: «انوش یک سامسونت ضبط حاوی اطلاعات مافوق سری جاسوسی روس‏ها داشت؛ وارث او باید این کیف را به سفارت ایران در لاهه می‌رساند»</span></div></p>

<p>روزنامه‏ی «تراو» در شماره‏ی ۲۷ ژوییه‏ی ۱۹۹۶ می‏نویسد: «جامعه‏ی ایرانی هم‏چنان به احمد جعفری به عنوان یک جاسوس مشکوک ماند و او به نوعی به صورت رانده شده هم‏چنان در هلند زندگی می‏کند.» احمد پوری می‌گوید:</p>

<p>«بعدها شنیدم که احمد جعفری در یکی از شاخه‏های سازمان پناهندگی آمستردام، مترجم پناهنده‏ها شده است. باتوجه به این‏که مترجم به مسائل بسیار جزئی و کاملاً محرمانه‏ی افراد دسترسی دارد، حضور چنین فردی به‌عنوان مترجم می‏تواند بسیار خطرناک باشد.»</p>

<p><strong>واکنش دستگاه امنیتی هلند</strong></p>

<p>این فعال سازمان پناهندگی پرایم در لاهه می‌افزاید: «تجربه‏ی ما در فعالیت‏هایی که در این مدت در هلند داشته‏ایم، نشان می‏دهد که پلیس هلند این‏گونه افراد را به دلایل زیادی بیرون نمی‏کند. از جمله این‏که آنها هم چنین افرادی را زیرنظر می‏گیرند تا ببینند سیستم ایران چگونه کار می‏کند.</p>

<p>ما از این نمونه‏ها زیاد داریم. یک بار در یکی از تجمع‏های خیلی مهم، دو نفر جلوی مجلس داشتند از تظاهرات ما عکس می‏گرفتند. بچه‏ها هم متقابلاً از آنها عکس گرفتند و کار که به درگیری کشید، آنها کارت دیپلماتیک خود را به پلیس ارائه دادند. عکس این دو بعد در روزنامه‏ی تراو چاپ شد.»</p>

<p>احمد پوری در رابطه با نقش دولت ایران در این بین معقد است: «جمهوری اسلامی به‏ هر طریقی تلاش می‏کند در این‏جا بین ایرانیان نفوذ کند، پراکندگی و ترس و واهمه به‏وجود بیاورد و از آن سو، دولت هلند هم در نهایت تأسف آنها را درجا بیرون نمی‏کند. خیلی‏ها را شناسایی و ثابت کرده‏ایم جاسوس هستند. نمونه‏ی آن همین دو نفری بودند که از تظاهرات عکس می‏گرفتند و آن زمان در روزنامه‏ها هم نوشتند، ولی هیچ‏کدام تاکنون اخراج نشده‏اند.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">سخنگوی وزارت اطلاعات هلند: «ما نمی‏‌توانیم در این‏زمینه مصاحبه‏ای انجام دهیم.»</span></div></p>

<p>ولی موضع وزارت اطلاعات هلند در رابطه با کل پرونده‏ی جاسوسی انوش و قتل او چیست؟ آیا در این زمینه با سفارت جمهوری اسلامی در لاهه، تماسی برقرار شده؟ آیا پرونده‌ی او هم‏چنان باز است؟ آیا کسی از این وزارت‏خانه حاضر به انجام مصاحبه‏ای کوتاه می‏شود؟</p>

<p>سخنگوی وزارت اطلاعات هلند می‏گوید: «ما نمی‏توانیم در این‏زمینه مصاحبه‏ای انجام دهیم. دلیل آن هم این است که پرسش‏های شما بسیار خاص هستند و ما نمی‏توانیم مشخص کنیم که آیا در حال بررسی موارد خاص هستیم یا نه؟»</p>

<p>امرالله ابراهیمی، فعال ضد جاسوسی در هلند که نقش اصلی را در فاش‌سازی این موضوع ایفا کرده است، واکنش وزارت اطلاعات هلند در جریان این پرونده را بسیار محتاطانه ارزیابی می‏‌کند:</p>

<p>«سازمان امنیت هلند نه تنها در رابطه با انوش، بلکه در رابطه با بقیه‏ی جاسوس‏های جمهوری اسلامی، اطلاعات کامل دارد. بیش از آن‏که ما بدانیم، وزارت اطلاعات هلند می‏‌دانست. ولی چرا دست نگاه داشت؟ چرا تاکنون مثلاً احمد جعفری را با آن‏که این‏‌همه مدارک محکمه‏پسند علیه او وجود دارد، با آن‏که می‏‌داند برای ایرانی‏های ساکن هلند و جاهای دیگر خطری جدی وجود دارد، زندانی نکرده است؟»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/AIVD_mag_journalist_813177b.jpg' /><br/>
<small><small>وزارت اطلاعات هلند از هرگونه اظهار نظر درباره این پرونده خودداری می‌کند</small></small>


</p>

<p>ابراهیمی می‌افزاید: «نه تنها احمد جعفری، بلکه کارمندان دیگر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز هستند که سازمان اطلاعات هلند با آنها محتاطانه برخورد کرده و سعی نکرده آنها را دستگیر کند. عده‏ای عنوان می‏کنند که هلند می‏خواهد همه‏ی آنها را پیش از سقوط رژیم دستگیر و زندانی کند تا  برای آینده‏ی خود، در فردای بعد از پیروزی در ایران، جا باز کنند. اما این دستگیری‏ها در آن موقع به درد ما می‏خورد؟ سازمان امنیت هلند اگر می‏خواهد کاری انجام بدهد، باید در حال حاضر انجام بدهد. آنها خیلی راحت می‏توانند تمام آن‏چه را که بوده روی سایت‏ها و در یوتیوب قرار بدهند یا در اختیار ایرانیان بگذارند. یا حتی به ما اجازه بدهند اطلاعاتی را که داریم، منتشر کنیم.»</p>

<p>این فعال ضدجاسوسی در ادامه می‌گوید: «سازمان امنیت داخلی هلند باید کسانی را که مدارک محکمه‏پسند علیه‏شان وجود دارد، دستگیر کند. این‏جا ایران نیست که عرصه‏ی تاخت‌وتاز آنها باشد. این‏جا هلند است، کشوری به قول خودمان، دمکرات و آزاد است. حداکثر حرف پلیس این است: «چنین افرادی در حال حاضر خطری برای امنیت داخلی هلند به‏شمار نمی‏آیند و همان‏طوری که شما علیه رژیم جمهوری اسلامی فعالیت می‏کنید، آنها نیز به نفع جمهوری اسلامی فعالیت می‏کنند.» اما آیا این استدلال مناسبی است؟»</p>

<p><strong>دگرگونی در عملکرد وزارت اطلاعات ایران</strong></p>

<p>وزارت اطلاعات هلند درباره‏ی عدم اجازه برای انتشار چنین مدارکی، باز هم از اظهارنظر خودداری می‏کند. امرالله ابراهیمی اما یکی از تاثیرات پرونده‏ی انوش را دگرگونی در عملکرد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، در سال‏های بعد می‏‌داند:</p>

<p>«وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بعد از این جریان، نفرات خود را خیلی بیش‌تر زیر ذره‏بین می‏برد. خیلی محتاط‌‏تر شده‏اند و شیوه‏های کاری‏شان را بسته‏تر کرده‏اند که کسی نتواند راحت به آن پی ببرد.»</p>

<p><strong>سرپوش نامرئی بر ماجرای انوش در هلند</strong></p>

<p>نکته‏ی جالب درباره پرونده‏ی انوش این است که با وجود جنجالی که در سال ۱۹۹۶ بر سر این موضوع به‏پا شد و علی‏رغم تاثیر آن در فضای جامعه‏ی ایرانی آن زمان در هلند، امروزه به‏ندرت سخنی از این موضوع به‏میان می‏آید. حتی بسیاری از ایرانی‏هایی که سالهاست ساکن هلند هستند، از آن ابراز بی‏اطلاعی می‏کنند. امرالله ابراهیمی وجود چنین فضایی را ناشی از یک سرپوش نامرئی می‏داند:</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">با وجود جنجالی که در سال ۱۹۹۶ بر سر این موضوع به‏پا شد و علی‏رغم تاثیر آن در فضای جامعه‏ی ایرانی آن زمان در هلند، امروزه به‏ندرت سخنی از این موضوع به‏میان می‏آید.</span></div></p>

<p>«مشکل بزرگ ما ایرانی‏ها این است که هرکس فقط عشیره و قبیله‏ی خود را می‏بیند. جریانات سیاسی را هم فقط وقتی برای گروه خودشان مفید بدانند، انتشار می‏دهند. در ارتباط با پرونده‏ی انوش هم ما دست تنها بودیم و هیچ تریبونی نداشتیم. در حالی که انتشار اطلاعات نباید بر حسب مصلحت که بر حسب ضرورت باشد.<br />
مسئله‏ی که در ارتباط با پرونده‏ی انوش نقش بسیار بزرگی بازی کرد، این بود که خود انوش با تمامی افراد رابطه‏ی حسنه و خیلی نزدیکی داشت. به‌همین دلیل هرکسی می‏‌ترسید که مبادا او فلان مسئله‌ی وی را افشا کند. افراد بسیاری با امثال انوش در ارتباط بودند، ولی ما هم به‌عنوان یک عنصر سیاسی، می‏توانیم تشخیص بدهیم که آنها کادر وزارت اطلاعات نبودند، بلکه ناخواسته در این دام افتاده بودند.»</p>

<p><strong>عامل قتل انوش کیست؟</strong></p>

<p>آیا هیچ‏گاه عوامل قتل انوش شناسایی شدند؟ برخی از ایرانیان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را مسئول می‏دانند. چرا که انوش تبدیل به مهره‏ای سوخته برای آنها شده بود. امرالله ابراهیمی، اما دیدگاه دیگری دارد:</p>

<p>«اگر قرار بود از میان برداشتن انوش از سوی وزارت اطلاعات ایران و یا جناحی از رژیم صورت بگیرد، سعی می‏کردند مدارک و عکس‏ها را از بین ببرند، اما هیچ‏یک از این مدارک از بین نرفته است.<br />
نکته‏ی دیگر این بود که  گزارش‏هایی که انوش برای وزارت اطلاعات نوشته بود، نشان می‏داد که فعالیت او روزبه‏روز بیش‌تر می‏شده. یعنی در سال ۱۹۹۵ بیش‌ترین گزارش را داشته و خیلی فعال‏تر از قبل بوده است. به نظر من، این احتمال خیلی ضعیف است.»</p>

<p>گروه دیگری از ایرانیان اما انوش را جدا از فعالیت‏های جاسوسی، مرتبط با فعالیت‏های مخفی دیگر، خارج از دنیای سیاست می‏دانند و حدس می‏زنند باندها و مسائل مربوط به آن فعالیت‏ها در قتل انوش نقش داشته است؛ حدس و گمان‏هایی که تا زمانی که مدارک معتبری در باره‏ی آنها افشا نشود، هم‏چنان در محدوده‏ی حدس و گمان باقی می‏مانند.</p>

<p><strong>پانزده سال بعد...</strong></p>

<p>حدود پانزده سال از ماجرای جاسوسی و قتل انوش گذشته است. جو بدگمانی، به‏ویژه در یک سال گذشته و در پی جنبش اعتراضی در داخل ایران، تا حد زیادی از بین رفته است، اما هنوز ایرانی‏هایی که فضای آن روزهای زندگی در تبعید را تجربه کرده‏اند، نسبت به مسائل مشابه حساسند. گاه عکسبرداری از تظاهرات، با واکنش شدید این دسته از ایرانیان اندک روبه‌رو می‏شود و نگاه پرشک و تردید آنها به هر چهره‏ی تازه‏ای که پا به گردهمایی‏های اعتراضی می‏گذارد، ادامه دارد.</p>

<p>به‏هررو سال‏ها گذشته و جامعه‏ی مهاجر ایرانی در تبعید هم دگرگون شده است، اما شناخت از آن‏چه نسل گذشته تجربه کرده، همواره جالب و راه‏گشا است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/holland/2010/07/post_172.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/holland/2010/07/post_172.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 20:45:38 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«شکوه آزادی» مقابل ساختمان مرکزی سازمان ملل</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>برنامه‌ی روز دوم در حالی آغاز شد که ابرهای انبوه و پیش‌بینی‌ هواشناسی از بارندگی خبر می‌داد. برنامه‌ی رسمی حدود ظهر با سخنان اکبر گنجی آغاز شد، وی در سخنانش به انتقاد و محکوم کردن سیاست‌های نظامی‌گرایانه‌ی دولت سابق آمریکا پرداخت و این سیاست‌ها را از دلایل اصلی قدرت گرفتن نیروهای تندرو مذهبی در خاورمیانه دانست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/hunger_strike-01.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>گنجی ضمن مخالفت با هرگونه حمله‌ی نظامی به ایران و تحریم‌های اقتصادی که به مردم ایران آسیب برساند از<br />
هر نوع تحریم سیاسی که به حاکمان خودکامه صدمه وارد کند دفاع کرد.</p>

<p>گنجی تصریح کرد که: «سازمان ملل نهادی دمکراتیک نیست و نهادی متشکل از دولت‌هاست و شورای حقوق<br />
بشر سازمان ملل متشکل از ۵۳ کشور است که بسیاری از آنها ناقضان حقوق بشر هستند و از آن شورا انتظاری نمی‌توان داشت و آنها نماینده‌ای به ایران نخواهند فرستاد،کار ما ایرانیان درخواست کمک و چشم دوختن به نهادهای مدنی مستقل از دولت و رسانه‌هاست که آنها پیام ما را به دنیا برسانند و به دولت‌های خود فشار بیاورند تا پایمال شدن حقوق بشر در ایران را محکوم کنند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/akbar.ganji-2.jpg' /><br/>
<small><small>اکبر گنجی </small></small>


</p>

<p>سپس شیرین نشاط، هنرمند عکاس و فیلم‌ساز، به عنوان برگزارکننده و مجری روز دومِ مراسم پشت تریبون قرار گرفت و از شهرنوش پارسی پور، نویسنده‌ی مشهور ایرانی و نویسنده‌ی رمان «زنان بدون مردان» که سال‌هائی را در زندان به سر برده است دعوت کرد تا سخنرانی‌اش را آغاز کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/neshat.3.jpg' /><br/>
<small><small>شیرین نشاط</small></small>


</p>

<p>شهرنوش پارسی پور با اعلام حمایت خود از جنبش مردم ایران گفت: «در اثر این جنبش من به عنوان ایرانی کمرم راست شده و مغزم فعال شده است» وی به نقش مهم اینترنت در این جنبش اشاره کرد که باعث شده اندیشه به سرعت پخش شود و مردم خود رهبر خود باشند و صحبت خود را اینچنین پایان داد : «در انتظار جامعه‌ای هستم که همه‌ی مردم جامعه در آن، جا بگیرند، من مذهبی هستم اما مذهب ندارم همه باید حرف خود را بزنند ولی حق ندارند جای من حرف بزنند و من هم نمی‌توانم جای دیگری حرف بزنم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/parsipoor.jpg' /><br/>
<small><small>شهرنوش پارسی‏پور</small></small>


</p>

<p>سپس عبدی کلانتری، پیام روشنفکر سکولار و فیلسوف سیاسی برجسته‌ی ایرانی، محمدرضا نیکفر با عنوان «نشاط و تأمل» را خواند. نیکفر در قسمتی از این پیام خطاب به معتصبین نوشته بود: «بایستی با مردمی که هنوز هم به آنان توهم دارند، از در گفتگو درآییم، گفت و گویی که ممکن است طولانی باشد و حتی تا پاسی پس از پایان کار این رژیم هم طول بکشد. هر توهمی خود بر بنیاد عامل‌هایی واقعی است که آنها را بایستی بازشناخت. جمهوری اسلامی به شدت دردانگیز بوده، اما خود از دردهایی برخاسته است که بایستی درمان شوند. بر این موضوع باید اندیشه کرد.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/hunger_strike_nyc_july2009_46.jpg' /><br/>
<small><small>عبدی کلانتری</small></small>


</p>

<p>نیکفر راه حل را لغو آپارتاید دینی - غیردینی دانست و با دفاع از اندیشه‌ی سیاسی سکولار برای آینده‌ی ایران اضافه کرد: «فکر سیاسی سکولار ایرانی پشتوانه‌ای بس قوی در سنت فرهنگی ما دارد. مؤمنان نیز می‌توانند درمتن‌های دینی توصیه‌های خوبی در مخالفت با تبدیل دین به تخت حکمرانی و وسیله‌ی کاسبی پیدا کنند.» وی با برشمردن حق‏کشی علیه زنان به عنوان بزرگترین تبعیض از اهمیت جنبشی محیط زیستی در ایران صحبت کرد.</p>

<p>نیکفر همچنین در قسمتی از این پیام آورده بود: «در دوران جنبش مردم خودستا می‌شوند و همه‌ی پلیدی‌ها را<br />
به دولت نسبت می‌دهند. این بار لازم است کمتر خودستا باشیم و بیشتر با دید انتقادی به خود بنگریم. کدام همدستی‌ها، کدام بی‌فکری‌ها، کدام آلودگی‌های ذهنی و اخلاقی و رفتاری، کدام بی‌سلیقگی و بی‌ذوقی، عمر این رژیم را چنین طولانی کردند؟ آنها همچنان ممکن است باعث تداوم وضعیت شوند. جنبش، ذهن ما را بازتر می‌کند، ما پاکیزگی اخلاقی می‌یابیم، ولی آن دردهای عمیق تاریخی به سادگی درمان نمی‌شوند.»</p>

<p>در ادامه مهدی سحرخیز از تماس تلفنی پدرش گفت که در هنگام دستگیری چندین دنده‌ی او شکسته شده و از ایرانیان درخواست کرد که از شرکت نوکیا به دلیل فروختن تکنولوژی استراق سمع به ایران شکایت کنند. در بخش بعدی برنامه پیام حسن یوسفی اشکوری، فعال سیاسی ملی - مذهبی خوانده شد. وی با اشاره به پیوستن بسیاری از شخصیت‌های روشنفکر، حقوق بشری، هنری، ادبی، علمی، سیاسی و جهانی به این حرکت اعتراضی تصریح کرد:</p>

<p> «اکنون دیگر مردم و به‏ویژه خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی تنها نیستند و می‌توان گفت کنج هر خانه‌ای در ایران و دیوار هر سلولی در اوین با شبکه‌ا‌ی از افکار و وجدان‌های آزادیخواهان جهان پیوند دارد و این می‏تواند از پیروزی عدالت و آزادی در آینده‌ای نه چندان دور در ایران خبر دهد. با سپاس از تمام دست‏اندرکاران این اقدام مبارک و تشکر از تمام پیوستگان به این اعتصاب و به امید پیروزی نزدیک ملت ایران در کسب آزادی و عدالت.»</p>

<p>در ادامه‌ی این مراسم، مهرداد مشایخی، استاد دانشگاه جرج تاون واشنگتن نیز از منظر جامعه‌شناسی نکاتی را درباره‌ی تغییرات نسلی در ایران بیان کرد. وی گفت: «نسل حاضر در جنبش کنونی با نسل کودتای ۲۸ مرداد، نسل انقلاب و نسل اصلاحات در سال ۱۳۷۶ متفاوت است و مانند هیچ کدام از نسل‌های قبلی نیست، ولی همه‌ی محاسن نسل‌های گذشته را به همراه دارد.</p>

<p>آقای مشایخی در توضیح عناصر این نسل جدید همچنین گفت: «این نسل جهانی فکر می‌کند و جهانی نیز عمل می‌کند، نگاه ایدئولوژیک ندارد و به دنبال آرمانشهر نیست؛ و از شکل‌گیری نوعی ناسیونالیسم در ایران صحبت کرد و آن را ملی‌گرائی مثبت خواند که نه در تقابل با کسی بلکه برای بالابردن خود، شکل گرفته است.» وی افزود: «این جنبش امروز سبز است و مادامی که موسوی و سایر رهبران بر ابطال انتخابات پافشاری می‌کنند، ما حمایت می‌کنیم ولی زمانی که بخواهد از ابطال انتخابات عقب بنشیند آماده‌ی جنبش رنگین‌کمان که جنبش حق‌مدار پلورالیستی است، خواهیم بود.»</p>

<p>رضا فانی یزدی، فعال سیاسی و حقوق بشری که شش سال از عمر خود را بعد از انقلاب در زندان به‏سر برده است، سخنران بعدی بود. وی در سخنان کوتاهی گفت خواسته‌ها باید خواسته‌های تمام‌نمای جنبش ایران باشد. کسانی که زیاده‏خواهی می‌کنند و سعی می‌کنند، مسائلی که مسائل امروز جامعه‌ی ایران نیست مطرح کنند، فشار زندگی را زیادتر و حرکت را برای فعالان درون ایران سخت‌تر می‌کنند. وی درخواست کرد کسی به رهبران جنبش توهین نکند زیرا توهین به رهبران جنبش در حقیقت توهین به زندانیان این حرکت و فعالان هم هست. وی به عنوان یک زندانی سیاسی سابق گفت هر حرکت اعتراضی در خارج از کشور انجام شود تأثیر دارد و فضای داخل زندان آرام‌تر می‌شود و شکنجه کمتر می‌شود.</p>

<p>سخنران بعدی احمدرضا باطبی بود. باطبی که به عنوان سمبل اعتراضات دانشجوئی ۱۸ تیر ۱۳۸۷ شناخته می‌شود، گفت: «ده سال از آن اتفاقات گذشت. بسیاری از ما مثل آقای گنجی، زارع‌زاده و من زنده هستیم. و این به خاطر تلاش‌های شما در خارج از زندان است.»<br />
او افزود: «زمانی که ما زندان بودیم حتی یک تظاهرات کوچک زندانبان را تغییر می‌داد و برای مدتی فشار را از روی زندانیان برمی‌داشت. حاکمیت از اعتراضات ایرانیان در سراسرجهان وحشت دارد.»</p>

<p>باطبی افزود: «ما باید توجه رسانه‌ها را نسبت به مسائل ایران جلب کنیم و سعی کنیم جنبش ایران را در صدر اخبار نگه داریم. دوم اینکه ایرانی‌های کشورهای مختلف از دولت‌های خود و سازمان‌های غیر دولتی بخواهند که دولت کودتا را به رسمیت نشناسند.»</p>

<p>بعد از سخنرانی باطبی، مراسم صبح برای استراحتی ۳ ساعته پایان یافت تا ادامه‌ی برنامه‌ها از ساعت ۵ آغاز شود. اما در حدود ساعت سه بعد از ظهر نوام چامسکی روشنفکر و زبان‌شناس به جمع اعتصابیون پیوست تا حمایت خود را از جنبش مردم ایران اعلام کند.</p>

<p>پس از خوشامدگوئی اکبر گنجی، رضا براهنی در سخنان کوتاهی به معرفی چامسکی پرداخت و او را دوست دیرینه‌ی مردم ستمدیده‌ی جهان خواند. سپس چامسکی در سخنان کوتاهی که توسط حمید دباشی ترجمه می‌شد گفت: «30 سال پیش که با رضا در مجامع مشابهی شرکت می‌کردیم، همان مسائل که من و او به خاطرش مبارزه می‌کردیم، امروز هم مطرح است فقط باید اسم‌ها را عوض کنیم. مبارزه‌ی مردم ایران نور امیدی برای مردم جهان است که همه دارند از آن یاد می‏گیرند». چامسکی افزود: «آمریکا نباید از وضعیت به وجود آمده در ایران بهره‌برداری کند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/chamski.jpg' /><br/>
<small><small>چامسکی</small></small>


</p>

<p>او همچنین حرکت اعتصاب‌ غذاکنندگان را برای بقیه‌ی جهان به عنوان الگو عنوان کرد. سپس چامسکی به سوالات چند تن از شرکت‏کنندگان پاسخ داد. پس از سخنرانی چامسکی فرید شفیع نوری هنرمند جوان با سه‏تار خود پشت میکروفون قرار گرفت و همان هنگام با شدت گرفتن بارش باران به هنرنمائی پرداخت. شنیدن صدای سه‏تار و آواز شفیع نوری به همراهی صدای ساکسیفون و هم‌صدائی حاضران و خواندن سرود «یار دبستانی» در مقابل سازمان ملل و زیر باران تصویری زیبا از همبستگی و یکدلی ایرانیان در حمایت از زندانیان سیاسی و عقیده آفرید.</p>

<p>پس از فرید شفیع نوری گروه «هایپرنووا» به اجرای ترانه‌ی جدید خود به نام «شکوه آزادی» پرداختند. سپس در حالی که بارش باران سیل‌آسا عملاً امکان ادامه‌ی برنامه را نمی‌داد حاضران به دور هم حلقه زدند و با گرفتن چترها بر سر به خواندن سرود پرداختند. در فضائی که بارش باران بر لطافتش افزوده بود روز دوم اعتصاب به این شکل پایان یافت.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_662.html'>سه روز اعتصاب غذا در مقابل سازمان ملل</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_663.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_663.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حقوق بشر در ایران</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 14:10:10 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>جبهه مشارکت:‌ جنتی مصونیت آهنین دارد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>جبهه مشارکت ایران با انتشار بیانیه‌ای در واکنش به سخنان اخیر احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان او را دارای «مصونیت آهنینی» خوانده که سبب شده تا به شکایت‌هایی که از او می‌شود، رسیدگی نشود.</p>

<p>احمد جنتی، سه شنبه پنج مرداد ٨٩ در مسجد جمکران قم گفته بود که سندی در دست دارد که نشان می‌دهد آمریکا یک میلیارد دلار از طریق «افراد سعودی» به «سران فتنه» داده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ahadjanati.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>دبیر شورای نگهبان افزوده بود: «سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، (به رهبران مخالفان دولت) گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می‌دهیم.»</p>

<p>حامیان حکومت ایران، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را که از رهبران مخالفان دولت هستند، «سران فتنه» می‌خوانند.</p>

<p>بیانیه جبهه مشارکت که امروز در تارنمای کلمه منتشر شده، می‌گوید که «آیا کسی که قدری عدد و رقم بداند و بفهمد سند یعنی چه، به این ادعا نمی‌خندد؟»</p>

<p>جبهه مشارکت افزوده که احمد جنتی با «همین اندازه فهم و درایت، صحت انتخاباتی را که تقلب و تخلف در آن موج می‌زد، تأیید کرده است.»<br />
مخالفان دولت می‌گویند که محمود احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ٢٢ خرداد ٨٨ با «تقلب و آرای مهندسی شده» رئیس جمهور ایران شده است. شورای نگهبان اما اعتراض مخالفان را رد می‌کند.</p>

<p>بیانیه جبهه مشارکت با اشاره به این‌که جنتی در اثر «القائات کودکانه» سخن می‌گوید، از او خواسته تا که «مشخص کند چگونه و در چه زمانی به این اطلاعات دست یافته،  آیا این اطلاعات را در اختیار مقامات مسئول گذاشته؟ آیا با اجازه آن‌ها این افشاگری‌ها را انجام داده است؟»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">جبهه مشارکت گفته که احمد جنتی با همین اندازه فهم و درایت، صحت انتخاباتی را که تقلب و تخلف در آن موج می‌زد، تأیید کرده است</span></div></p>

<p>جبهه مشارکت افزوده:‌ «چگونه فردی که کوچک‌ترین پرهیزی از ارتکاب بزرگ‌ترین گناهان ندارد، متصدی دو منصبی شده است که شرط اول آن عدالت است.»</p>

<p>احمد جنتی هم اکنون دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران است.</p>

<p>این حزب اصلاح‌طلب در ادامه بیانیه از دبیر شورای نگهبان خواسته تا اسامی افرادی را که به گفته او «پول دریافت کرده‌اند»، اعلام کند.</p>

<p> این بیانیه افزود که اگر «ادعای» احمد جنتی ثابت نشد،‌ «آیا همچنان به غصب مناصب شورای نگهبان و امامت جمعه تهران اصرار خواهد داشت؟»</p>

<p>جبهه مشارکت همچنین خطاب به قوه قضاییه نوشته که «قوه قضاییه باید صریحا مشخص کند آیا خبری از اطلاعات مورد ادعای آقای جنتی دارد یا خیر و چه تمهیداتی برای اثبات صحت و سقم آن خواهد اندیشید؟»</p>

<p>این حزب اصلاح‌طلب از قوه قضاییه پرسیده که اگر جنتی نتواند حرف‌های خود را ثابت کند، چه مجازاتی در انتظارش خواهد بود؟</p>

<p>مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت نیز روز گذشته در نامه‌ای خطاب به احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، او را «شریک دزدان رای مردم» دانست.</p>

<p>کروبی در واکنش به سخنان جنتی گفت که: «هر دليل و مدرک و سندی داريد افشا کنيد و گرنه دروغ‌گويی و رسوايی بيش از پيش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد، جار خواهم زد.»</p>

<p>دبیر کل حزب اعتماد ملی با یادآوری این‌که آقای جنتی در «پایان راه زندگی» قرار دارد، از او خواسته‌ که «توبه» کند و از مردم ایران «طلب بخشایش» کند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13909.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13909.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 13:56:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«اجازه اداره جامعه را خدا به ولی فقیه داده است»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>آیت‌الله مکارم شیرازی، از مراجع تقلید هوادار دولت می‌گوید که  اجازه «اداره شئون جامعه اسلامی» از سوی خدا به ولی فقیه داده می‌شود و «پذیرش مردم وسیله پیشرفت این هدف است.»</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فارس، وی در پاسخ به استفتائی که پرسیده‌است آیا قائل شدن «شأن اداره جامعه اسلامی» برای ولی فقیه، وارد شدن در «حریم ائمه» نیست، ولی فقیه را نماینده امام دوازدهم شیعیان عنوان کرد.</p>

<p>سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در حالی بیان می‌شود که چندی پیش آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز ولایت فقیه را «شعبه‌ای از ولایت ائمه» دانست و گفت که «همه مسلمانان» باید از دستورات «ولائی» ولی فقیه اطاعت کنند و  «تسلیم امر و نهی او باشند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/makaramaaa.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>وی در پاسخ به یک استفتا که در «پایگاه حفظ و نشر آثار آیت‎الله خامنه‌ای» منتشر شد، اعلام کرد: «تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدم و حاکم است.»</p>

<p>آیت‌الله مکارم شیرازی در بخشی دیگر از این استفتاء گفته‌است  که تبعیت از «حکم حکومتی» ولی فقیه بر سایر مراجع تقلید «واجب» است و مقلدین تمامی مراجع تقلید باید در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی از حکم ولی فقیه پیروی کنند.</p>

<p>در یک سال گذشته سرکوب معترضان به نتایج انتخابات اعتراض مراجع تقلیدی همچون آیت‌الله منتظری و آیت‌الله صانعی را در پی داشت و دفاتر و بیت برخی مراجع تقلید منتقد دولت، مورد حمله لباس شخصی‌ها  و نیروهای امنیتی قرار گرفت.</p>

<p>آیت‌الله دستغیب، عضو مجلس خبرگان رهبری  روز گذشته در جلسه تفسیر قرآن با مقایسه وضع کنونی با زمان شاه گفت: «یک عده‌ای در زمان رژیم سابق اطراف شاه را می‌گرفتند و از او تعریف و تمجید می‌کردند تا به حدی که او را ظلّ السلطان یعنی سایه خدا قلمداد می‌کردند و از مردم هم توقع تعریف و تمجید داشتند و الان نیز وضع به همین منوال است.»</p>

<p>وی افزود: «اکثریت مردم وقتی به درونشان رجوع می کنند متوجه می‌شوند که فلان شخص چطور است، آیا حق است یا باطل؟ آن وقت یک همچین افرادی که در پی کتمان حق و واقعیات هستند از مردم انتظار تعریف و تمجید دارند؟»</p>

<p>مهدی کروبی، نامزد معترض به نتایج انتخابات  نیز چندی پیش در بیانیه‌ای گفت که «اختیارات و دامنه» ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شده که  از اختیارات پیامبران و ائمه نیز بیش‌تر است و  حتی خدا نیز چنین حقوقی را برای خود در نظر نگرفته‌است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">آیت‌الله دستغیب: «یک عده‌ای در زمان رژیم سابق اطراف شاه را می گرفتند و او را ظلّ السلطان یعنی سایه خدا قلمداد می کردند و الان نیز وضع به همین منوال است»</span></div></p>

<p>در اعتراضات یک سال گذشته به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، برای نخستین بار در سی سال گذشته شعارهایی علیه رهبر جمهوری اسلامی داده شد.</p>

<p>نسبت دادن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی به «خداوند» در حالی است که پیش از نیز برخی نیروهای اصول‌گرا سخنانی مبنی بر نقش نداشتن مردم در مشروعیت نظام اسلامی عنوان کرده بودند.</p>

<p>احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان سه‌شنبه جاری طی سخنانی در مسجد جمکران مدعی شد که سمت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای از سوی خداوند به وی محول شده ‌است و  رهبر ایران را با علی‌ بن ابی‌طالب، امام اول شیعیان مقایسه کرد.</p>

<p>محمدتقی مصباح یزدی از روحانیون هوادار دولت نیز در مقاله‌ای ادعا کرد: «به همان معیاری که حکومت رسول الله مشروعیت دارد، حکومت امامان معصوم و نیز ولایت فقیه در زمان غیبت مشروعیت خواهد داشت و مشروعیت حکومت هیچ گاه مشروط به خواست این و آن نبوده، بلکه امری الهی و با نصب او بوده‌است.»</p>

<p>وی مرداد ماه سال گذشته، نیز اطاعت از محمود احمدی‌نژاد را همچو اطاعت از خدا دانست و دلیل این ادعا را تنفیذ حکم رئیس جمهوری از سوی ولی‌فقیه عنوان کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13908.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13908.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 13:04:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>بلاهتی که ادبیات را پوشانده است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>اشاره: این یادداشت پیش از خرداد ۸۸ نوشته شده است. برای ویژه‌نامه‌ی «بلاهت» ماه‌نامه‌ی رخداد. آن مجله منتشر نشد اما ابعاد مختلف «بلاهت ادبی» هنوز برقرار است.</small></strong></p>

<p>به چشم نیامدن آدم‌های ابله درون کلیت «ادبیات»، آن هم درون جامعه‌ای که قبل از هر خصیصه «بلاهت»‌اش به چشم می‌آید، باعث شگفتی است. این روزها ساز و کار حاکم بر ادبیات سرشار از اتفاقات ابلهانه‌ای است که به علت کثرت و شدت طولانی‌مدت دیگر صورت «ابلهانه»شان را از دست داده‌اند و در نهایت به شکل اموری طبیعی و منطقی جلوه می‌کنند. «ابله»‌ها به اکثریت تبدیل شده‌اند و به این ترتیب نمود «بلاهت» کم‌رنگ و ضدیت با آن به حاشیه رانده شده؛ ایستاده‌گی در مقابل جریان حاکم امری «حاشیه‌ای» و در نگاهی سودجویانه به «مقاومتی ایدئولوژیک» تعبیر می‌شود.</p>

<p> «بلاهت» از جنبه‌ی دیگری هم قابل بررسی است؛ هنگامی که منافع یک گروه در موردی در مقابل منافع گروه دیگری قرار می‌گیرد، «بلاهت» طرف اول منجر به پیروزی استراتژیک طرف دوم می‌شود. حال این پیروزی یا حاصل یک تاکتیک به‌خصوص است، و در این صورت بلاهت طرف شکست‌خورده یک بلاهت واکنشی است، و یا تصادفی به دست آمده است، که بلاهت طرف اول یک بلاهت کنشی است. در حالت اخیر عوامل پیروزی شناسایی می‌شوند تا در تقابل‌های آینده به منظور یک تاکتیک مورد استفاده قرار گیرند.</p>

<p>بلاهتی که سراسر ادبیات ایران را فراگرفته گاهی در تقابل با حکومت عمل می‌کند، گاهی در مقابل بازاری‌های کتاب (ناشران)، و گاهی هم، در تقابلی درونی‌تر، در مقابل دسته‌ی کوتوله و محافظه‌کار. بلاهتِ برقرار هم در مورد جنبه‌های روشنفکری ادبیات تأثیر می‌گذارد و هم در مورد جنبه‌های هنری آن. در تک‌تک کنش‌های ادبی اعم از تولید متن، خواندن و نقادی کردن، و نیز امور مربوط به حاشیه، چاپ کتاب، میزگرد، جلسه‌ی نقد و البته شب شعر، آن «بلاهت» در قالب یک قانون عمل می‌کند؛ قانونی با توجیه، و همچنین توجی‌کننده‌گانی از جنس خودش و با اتکا به «بلاهت» محافظه‌کارانه‌ی جمله‌ی «چاره‌ای نیست».</p>

<p>بلاهت جاری در کنش ادبی-هنری جماعت ادبیات عین قانونی است که همه می‌دانند مزخرف است اما از آنجا که «قانون بد بهتر از بی‌قانونی است» با کمال میل پذیرفته و اجرا می‌شود.  اما این «بلاهتِ قانونی»، با ژستی از تأسف محافظه‌کارانه، «به ناچار» عمل می‌شود و مدام چهره عوض می‌کند:</p>

<p>۱)	فاصله گیری از هر عمل «سیاسی» و «غیرسیاسی» که ممکن است از آن برداشتی «سیاسی» صورت گیرد. چنین عملی برای «قانونمندان بلاهت» امری توأم با «حماقت» است؛ از جهتی با ژست آرتیستی آنان جور نمی‌شود و بین وجهه‌ی ایشان با آن ظاهر پذیرفته شده‌ی «مشنگ» که خاص هنرمندان خلاق و نابغه است فاصله می‌اندازد، و از جهت دیگر «سیاست‌سزده‌گی» در چارچوب آن قانون منجر به حذف و بایکوت هنرمند می‌شود. آن ظاهر «مشنگ» و آن واکنش منتهی به «حذف» و یقین نسبت به فراگیری هر دو این‌ها از مظاهر «بلاهت» است.</p>

<p>۲) انبوه‌نویسی شعر، آن هم شعرهایی بی‌بهره از امر خلاقانه، بی‌توجه به مسائل مربوط به فرم و زبان، و از این‌رو خام‌دستانه، و پوشاندن آن «عدم‌خلاقیت» به بهانه‌ی جذب «مخاطب». بی‌توجهی به بود و نبود «خلاقیت»، رقیق کردن مسئله‌ی «زبان» و در نتیجه نمایان شدن خروار خروار آشغال‌های بی سر و ته به عنوان «شعرِ در حال حاضر» هم نمود و هم عینیت بلاهت است.</p>

<p>۳)	تبدیل شدن جنبه‌ها و تمهیدات روایی رادیکال و مدرنیستی ادبیات مغرب زمین به یک «قالب» برای روایت اراجیف «خاله‌زنکی» (البته «خاله‌زنک الزامن ماده نیست»<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/khaak/2010/07/post_73.html#fn1">1</a></sup>). و در نهایت انتشار رمان‌های متعدد با درونمایه‌ی رمان‌های پاورقی مجله‌های زرد اما با شیوه‌های روایت امروزی و مد روز. ذهنیت «خاله‌زنکی» به علاوه‌ی آفتابه‌لگن امروزی و در نهایت پذیرفته شدن آن‌ها به عنوان «ادبیات جدی» و همچنین فخرفروشی به فروش نسخه‌های متعدد این رمان‌ها، همه  جنبه‌هایی از بلاهت‌اند.</p>

<p>۴)	از بین رفتن کنش انتقاد و منقرض شدن نقد رادیکال. پرهیز از هر نوع قضاوت در یادداشت‌هایی که به عنوان نقد نوشته می‌شوند و پرداختن به توصیف آنچه صرفن «در اثر» اتفاق افتاده است. پذیرش همگانی «گزارش‌نویسی» به جای نقد و چسباندن برچسب «موضع‌گیری شخصی» بر هر انتقاد جانانه‌ای که گهگاه نوشته می‌شود. حاصل همه‌ی این‌ها «کنش انتقادی» را به «سکوت» تبدیل کرده است و یادداشت نوشتن را منوط به چیزی خارج از ادبیات. میل همه‌گانی به نوشتن یادداشت‌های خنثا نمود دیگری از «بلاهت» است.</p>

<p>۵)	انتظار طولانی برای ارائه مجوز، تن دادن به سانسور و هزینه کردن برای چاپ کتاب؛ وقتی به کتاب به عنوان «موجودیت» و «هستی» انسانی به نام نویسنده نگاه کنیم، آنگاه «هستی» او دچار تأخیر، شرط و شروط، سانسور و نیازمند پرداخت هزینه می‌شود. نگاه نکردن از این زاویه به کتاب و تن دادن به هر عملی برای چاپ آن از مصادیق بلاهت است.</p>

<p>۶)	تفویض هر گونه عمل جمعی به خاطره‌ای به نام «کانون نویسندگان ایران»، کانونی که مطلقن وجود ندارد؛ و همچنین یک نمونه‌ی بارز خمودگی جمعی، انفعال عجیب و غریب در مقابل حبس یعقوب یادعلی، فاجعه‌ای که پیش از هر چیز اتفاقی «صنفی» برای قشر نویسنده تلقی می‌شد، این‌ها چیزی نیست جز «بلاهت دسته‌جمعی».</p>

<p>۷)	در بوق دمیدن عده‌ای کوتوله به عنوان «هنرمندانی» که آثارشان با اقبال عمومی مواجه شده است (با توطئه‌ی مستقیم ناشر که کتاب را در کمتر از یک ماه به چاپ چندم می‌رساند و انبار می‌کند)؛ و موج دوم این بوقچی‌گری، نوشته شدن انبوهی یادداشت راجع به بی‌ارزشی این آثار (که حتا بیشتر از خود این آثار کاغذ و جوهر و انرژی تلف می‌کند). به ده سال اخیر نگاه کنید چند رمان از توی بوق به آسمان رسید؟ و سرانجام آیا همین رمان‌ها در میان مخاطبان جدی نیز (فرضن هم که از سر کنجکاوی) بیشتر از مابقی آثار خوانده نشده‌اند؟ آن «اقبال» حداکثری و آن هوچی‌گری‌های پیامبرانه‌ی «ارزشی» و در نهایت «کنجکاوی» به وجود آمده همه مراحل یک «فرایند پله‌ای بلاهت»‌اند.</p>

<p>۸)	هیاهویی که هر سال پیرامون جوایز ادبی به وجود می‌آید، جوایزی که پیش از هر چیز به دلیل مجموعه‌ای که مورد داوری قرار می‌دهند مؤید نظر حکومت‌اند. سیاست‌های سانسور حکومت خط اصلی جایزه‌های ادبی است و خطوط دیگر آن هم توسط ساز و کار بازار مشخص می‌شود. به جوایز هشت سال گذشته نگاه کنید، کتاب‌هایی که مورد تقدیر قرار می‌گیرند و برنده ی تندیس‌های مختلف می‌شوند هر سال به شکلی «عادلانه» بین چند ناشر مشخص و محدود تقسیم می‌شوند.</p>

<p>بازی جایزه به اینجا ختم نمی‌شود، برنده شدن در یک جایزه‌ی ادبی همپای عضویت در هیئت داوران تبدیل به اعتبار برای افراد می‌شود و در رزومه‌ی ادبی این آدم‌ها می‌درخشد؛ جوایز ادبی، هر سال، اعتباری دروغین به ده‌ها نفر می‌بخشند که «کاندیدا»، «برنده» و یا «داور» هستند. جالب اینجاست که «نوبت» هم رعایت می‌شود و قرار است همه «راضی» نگه داشته شوند. نفس «برگزاری» جایزه‌ی ادبی در چنین وضعیت به خصوصی، «هیاهو» پیرامون آثاری که برگزیده می‌شوند یا نمی‌شوند، «اعتماد»ی که مخاطبان کتاب به برندگان این جوایز می‌کنند و در نهایت «اعتبار» حاصل از این‌ها عواقب مختلف یک «بلاهت توأم با جایزه» هستند.</p>

<p>۹)	شکل گرفتن یک تقابل افراط و تفریطی در مورد چگونگی برخورد نویسنده و شاعر و منتقد با «نظریه». جالب اینجاست که تمایل به هر دو قطب این تقابل جنبه‌ای «نمایشی» دارد. در یک طرف عده‌ای خرفت قرار دارند که اساسن هیچ اهمیتی برای نظریه قائل نیستد، این نویسندگان خلاق «نظریه» را در حیطه کار خلاقه‌ی خود بی‌اعتبار می‌کنند و گرایش به آن را نوعی «زور زدن» برای نوشتن و مطرح شدن قلمداد می‌کنند؛ و در طرف دیگر «تفکر» تعطیل، اما گرایش به «نظریه» بسیار داغ است، مقالاتی پر از «نقل قول» نوشته می‌شود که کمترین چیزی که از آن‌ها استخراج می‌شود در واقع خود «نظر» است. هر دو روی «نمایش»ی که صحبتش رفت نمایش «بلاهت» است.</p>

<p>۱۰) نویسنده اصولن کتاب نمی‌خواند. نویسنده‌های ما وقت زیادی برای خواندن این اراجیف (نوشته‌های یکدیگر) ندارند مگر آن حس «کنجکاوی» تحریک شود. اما تحریک‌کننده چیست؟ مافیای انتشاراتی- مطبوعاتی، بوقٰ، و مهم‌تر از همه «بازار». مطبوعات هر هفته کتاب‌های پرفروش را اعلام می‌کنند، لیستی که معمولن از فروشگاه چند ناشر مشخص استخراج می‌شود، این «پرفروشی» نقش محرک را به عهده می‌گیرد و با مراجعه‌ی تحریک شده‌ها به همان فروشگاه‌ها تشدید می‌شود؛ و در نهایت حلقه‌ی توام با «بلاهت»، «کمبود وقت» و «تحریک» به حیات خود ادامه می‌دهد.</p>

<p><strong>پانوشت:</strong></p>

<p>۱. کاریکلماتوری از عباس گلکار</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/07/post_73.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/07/post_73.html</guid>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 13:00:02 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>پناهجویان اقلیمی؛ موجی که پس از گرما می‌آید</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>ایالات متحده‌ی آمریکا که تاکنون به خاطر توجه ناکافی به تغییرات آب و هوایی مورد انتقادات فراوان قرار داشته، خود از جمله کشورهایی خواهد بود که از این تغییرات ناخواسته آسیب‌های فراوان می‌بیند. آمریکا که هم‎‌اکنون درگیر مسائل ناشی از مهاجرت‌های غیر قانونی به‌خصوص از سمت کشور مکزیک است، در آینده‌ی نزدیک و به‌خاطر تغییرات آب و هوایی، مقصد مهاجران غیر قانونی و پناهجویان بیش‌تری خواهد شد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/01_Mexican.jpg' /><br/>
<small><small>مهاجرت مکزیکی‌ها به آمریکا به دلیل تغییرات اقلیمی افزایش یافته است. عکس: Reuters</small></small>


</p>

<p>به گزارش نشریه‌ی نشنال جئوگرافیک، با استفاده از یک شبیه‌سازی کامپیوتری تخمین زده شده است که حدود هفت‌میلیون نفر مکزیکی دیگر تا سال ۲۰۸۰ وارد آمریکا خواهند شد. علت مهاجرت گسترده‌ی این افراد، کاهش چشمگیر تولید محصولات کشاورزی به‌خاطر به وجود آمدن آب و هوایی گرم و خشک‌تر در منطقه خواهد بود؛ پدیده‌ای که از اثرات مستقیم تغییرات آب و هوایی و گرم شدن تدریجی کره‌ی زمین است.</p>

<p><strong>افزایش پناهجویان اقلیمی</strong></p>

<p>مایکل اوپنهامیر از اقلیم شناسان دانشگاه پریسنتون که روی این شبیه‌سازی کامپیوتری کار کرده به این نشریه گفته است مطابق این الگو، مهاجرانی که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناچار به مهاجرت می‌شوند، چالش بزرگی در آینده خواهند بود.</p>

<p>پیش از تحقیقات اخیر در دانشگاه پریسنتون، سازمان ملل متحد نیز به‌طور جداگانه اعلام کرده بود تغییرات آب و هوایی به زودی نوع جدیدی از مهاجرت را سبب می‌شود؛ مهاجرانی که باید نام آنها را «پناهجویان اقلیمی» نهاد.<br />
گزارش سازمان ملل که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شده، از وجود حدود بیست‌میلیون نفر «پناهجوی اقلیمی» در جهان خبر داده بود؛ رقمی که به گفته‌ی این سازمان از میزان افرادی که به دلیل جنگ و یا فشارهای سیاسی درخواست پناهندگی می‌کنند، بیش‌تر است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/02_Climate Refugee.jpg' /><br/>
<small><small>سازمان ملل نیز پیش بینی کرده است پناهجویان اقلیمی به معضلی بزرگ تبدیل خواهند شد</small></small>


</p>

<p>اکنون پنج‌سال پس از انتشار آن گزارش، محققان دانشگاه پریسنتون در جولای سال ۲۰۱۰ می‌گویند با استفاده از اطلاعاتی که از موج مهاجرت مکزیکی‌ها در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ جمع‌آوری شده، الگوی شبیه‌سازی شده‌ای درست کرده‌اند که مطابق آن می‌توان میزان افزایش مهاجرت افراد را بر اثر تغییرات آب و هوایی پیش‌بینی کرد. این الگو نشان داده است که طی ده‌سال، به ازای هر ده درصد کاهش محصولات کشاورزی، دو درصد از جمعیت مکزیک به آمریکا مهاجرت کرده‌اند.</p>

<p>با تعمیم این الگو می‌توان انتظار داشت تا هفتادسال دیگر چیزی بین ۱.۴ تا ۶.۷ میلیون نفر مکزیکی بالغ به آمریکا مهاجرت کنند؛ رقمی که تقریباً معادل ده‌درصد از کل جمعیت بالغ این کشور است.</p>

<p>به گفته‌ی مایکل اوپنهامیر، الگوی آنها نخستین مطالعه از این دست است که می‌تواند برای تخمین میزان پناهجویان اقلیمی در موارد دیگر نیز به کار رود.</p>

<p>مطالعات پیشین دانشمندان در خصوص وضعیت اوگاندا نیز هشداردهنده بوده است.</p>

<p>مطابق گزارش‌هایی که سه‌سال پیش منتشر شدند، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین به شدت بر میزان محصول قهوه در اوگاندا تاثیر منفی می‌گذارد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/03_Uganda-coffee.jpg' /><br/>
<small><small>گرمایش جهانی ممکن است کل محصول قهوه در اوگاندا را نابود کند. عکس: Eye Ubiquitous/Alamy</small></small>


</p>

<p> گزارش‌های منتشر شده در سال ۲۰۰۷ می‌گوید اندکی افزایش بیش‌تر دمای هوا می‌تواند به طور کلی محصول قهوه در اوگاندا را با خطر نابودی تهدید کند.</p>

<p> قهوه اصلی‌‌ترین محصول صادراتی اوگانداست و اقتصاد این کشور فقیر تا حد بسیار زیادی به تولید قهوه بستگی دارد و از میان رفتن یا کاهش میزان این تجارت می‌تواند موج ناخواسته‌ی بزرگی از پناهجویان اقلیمی را به کشورهای دیگر سرازیر کند.</p>

<p> مطابق پیش‌بینی‌های دولت این کشور، دو درجه افزایش عمومی دما می‌تواند اوگاندا را به محلی کاملاً نامناسب برای کشت قهوه تبدیل کند. </p>

<p><strong>انتقاد به پیش‌بینی‌ها</strong></p>

<p>الگوی جدید مطالعاتی محققان دانشگاه پریسنتون، که به گفته‌ی آنها به غیر از مکزیک می‌تواند در خصوص مناطق دیگر نیز کاربرد داشته باشد، با انتقاداتی هم رو‌به‌رو شده است. از جمله آن که برخی محققان می‌گویند یک بازه زمانی هفتادساله برای چنین پیش‌بینی‌هایی خیلی طولانی است و عوامل پیش‌نشده‌ی بسیاری وجود دارد که ممکن است نتیجه‌ی این پیش‌بینی را تغییر دهد.</p>

<p>از طرف دیگر رشد اقتصادی و شرایط سیاسی کشورها نیز در طی هفت دهه ممکن است تغییرات بسیاری را شاهد باشد که بر نتایج این پیش‌بینی‌ها تاثیر بگذارد، اما محققان پریسنتون در پاسخ می‌گویند این نخستین الگویی است که تاکنون کسی توانسته برای پیش‌بینی تاثیر گرمایش جهانی بر میزان مهاجران اقلیمی تدوین کند، بنابراین این تازه آغاز راه است و مطمئنا این روش‌ها در آینده بهبود خواهند یافت. </p>

<p><strong>آیا چاره‌ای هست؟</strong></p>

<p>گرچه الگوی پیشنهادی ممکن است دارای نواقصی نیز باشد، اما می‌تواند کشورها را ترغیب کند تا به عواقب جدی و خطرناک گرمایش جهانی بیش‌تر بیاندیشند و از هم اکنون راهکارهایی برای کاهش پناهجویان اقلیمی تدارک ببینند.</p>

<p>رابرت مک‌لمان، جغرافی‌دان دانشگاه اوتاوا در کانادا معتقد است آمریکا و کشورهای ثروتمند دیگر از هم اکنون باید به فکر جلوگیری از افزایش موج پناهجویان اقلیمی باشند.</p>

<p> به گفته‌ی این محقق کانادایی، آمریکا به‌عنوان مثال می‌تواند دسترسی  محصولات کشاورزی مکزیک را به بازارهایش آسان‌تر کند و یا به دولت آن کشور کمک کند تا مشاغل جدیدی در خارج از بخش کشاورزی به وجود بیاورند؛ کاری که از طریق سرمایه‌گذاری در بخش تولید در مناطق روستایی امکان پذیر است.</p>

<p>بسیاری بر این باورند که اگر کشورهای توسعه‌یافته برای مقابله با تاثیرات گرمایش جهانی چاره‌ای اساسی نیندیشند، پناهجویان اقلیمی به معضلی بزرگ برای خود این کشورها تبدیل خواهند شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1347.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1347.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 12:30:29 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تلاش برای اعدام علوم انسانی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>پس از فراز و فرود جنبش اعتراضی در ایران، جمهوری اسلامی در دو عرصه‌ی عمده احساس خطر کرد: اول وجود رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها بود، دوم وجود استادان سکولار و غیر خودی. حذف هر دوی این عرصه‌ها یکی از برنامه‌های بلندمدت حکومت فعلی ایران است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100726_PM1_Pantea_OloomeEnsani.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>کلیه‌‌ی حرکت‌های یکسان‌سازی در عرصه‌های دیگر مثل دخالت در نوع پوشش و نوع آرایش مو نیز در همین مسیر، یعنی حذف هر آن‌چه غیر از  عرف‌های حکومت است، معنا پیدا می‌کند.</p>

<p>اما جمهوری اسلامی در حذف استادان سکولار و پاکسازی و اسلامی کردن دانشگاه‌ها در سی‌سال اخیر موفق نبوده و این پروژه در طولانی‌مدت به شکست انجامیده است. به همین دلیل است که پس از سی‌سال دوباره زمزمه‌های حذف استادان سکولار  به گوش می‌رسد. نقطه‌ی شروع حذف و پاکسازی استادان چپ و سکولار به انقلاب فرهنگی باز می‌گردد.</p>

<p><strong>اعلان جنگ با علوم انسانی</strong></p>

<p>ولی فقیه در شهریور ماه گذشته، نگرانی خود را از دروس علوم انسانی در دانشگاه‌ها که «منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی» می‌شوند به صراحت عنوان کرد.</p>

<p>دکتر کورش عرفانی، جامعه‌شناس، دفاعیات سعید حجاریان، از فعالان اصلاح‌طلب، در شهریور ۸۸ را نقطه عطف اعلان جنگ جمهوری اسلامی با علوم اجتماعی می‌داند، و می‌گوید، در متنی که یا از سوی حجاریان نوشته شده بود و یا به دستش داده بودند، وی در دادگاه عنوان کرد، من فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی گرفتم و «انبوه نظریات و ایدئولوژی‌های سیاسی  نادرست در ذهنم تلنبار شد، بدون آنکه بازنگری و نقد آنها را داشته باشم.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Kurosh-Erfani.jpg' /><br/>
<small><small>دکتر کورش عرفانی، جامعه‌شناس،</small></small>


</p>

<p>معنی مشخص این گفته آن است که علوم انسانی خطرساز است. دکتر عرفانی ادامه می‌دهد: علی خامنه‌ای چندی بعد این اعلان جنگ را علنی کرد و عنوان کرد: «آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌ها، منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی اعتقادی و دینی خواهد شد.» باید توجه داشت که بین مذهب و علم تضادی ریشه‌ای و تاریخی وجود دارد. مذهب بر یقین، مطلق‌گرایی و باورهای از پیش تعیین‌شده استوار است، حال‌آن‌که پایه علم بر نسبیت، مشاهده، تجربه و فرضیه قرار دارد.</p>

<p>علم و مذهب با یکدیگر تضاد ماهوی دارند، یعنی در حالی‌که‌مذهب بر باور چیزهایی تاکید می‌کند که شما هرگز نمی‌توانید نه مشاهده و نه تجربه کنید، علم فقط داده‌هایی را می‌پذیرد که مبتنی بر تجربه، مشاهده و نظریه‌پردازی روش‌مند است.</p>

<p><strong>پایه‌ی مذهب بر ایمان و اساس علم بر تجربه و مشاهده</strong></p>

<p>جمهوری اسلامی نظامی است که بدنه‌ی اصلی و ایدئولوژیک آن را روحانیت تشکیل می‌دهد. روحانیت یا آخوندها تفکر خود را از یک تفکر کلی‌گرا می‌گیرند، در حالی‌که علم جزیی‌گراست. علم داده‌هایی را ارائه می‌دهد که از اعتبار آنها بر اساس مشاهده و آزمایش اطمینان پیدا کرده است. مذهب داده‌هایی را مطرح می‌کند که پایه و اساسی ندارند جز ایمان که امری است غیر قابل مشاهده و رسیدگی. به همین دلیل، یقینی که در مذهب وجود دارد و جمهوری اسلامی مایل است آن را جا بیاندازد، یقینی کور است. حال‌آن‌که علم نسبی‌گرایی را پیشنهاد می‌کند که در نهایت به یقین‌های روشن و قابل بازبینی منجر می‌شود.</p>

<p>در ماه گذشته صادق لاریجانی، رییس قوه‌ی قضاییه جمهوری اسلامی، از ترویج علوم انسانی و به ویژه تئوری‌های روان‌شناسی و جامعه‌شناسی در ایران انتقاد کرد و آن را ناهمخوان با پیش‌فرض‌های دینی دانست.</p>

<p>کورش عرفانی معتقد است این نوع حمله به علوم انسانی در جامعه‌ای که فقط دو میلیون دانشجوی علوم‌انسانی دارد، برای جبران شکست پروژه اسلامی کردن دانشگاه‌هاست. دانشجویان از طریق این علوم به ابزاری مجهز می‌شوند که هم مدیریت ضد‌عقلایی و هم پایه‌های اعتقادی و الهی نظام را زیر سئوال ببرند.</p>

<p>عرفانی می‌افزاید: زمانی که رییس قوه قضاییه به خود اجازه می‌دهد درباره‌ی صلاحیت علوم انسانی صحبت کند، پشت این تفکر ایده‌ی برخورد جزایی و قضایی با علوم نهفته است. اگر بخواهیم با زبان استعاری صحبت کنیم، آنان خواهان محاکمه‌ی علوم انسانی هستند. یعنی همان تفکر و برخورد را که نسبت به مخالفان و جامعه‌شناسان به کار می‌برند، می‌خواهند با جامعه‌شناسی نیز داشته باشند. به عبارت دیگر، خواهان آنند که جامعه‌شناسی را اعدام کنند، روانشناسی را به دار بکشند، علوم اجتماعی را به زندان بیندازند و اگر بتوانند علوم انسانی را تبعید کنند. این طرز تفکر در پس برخورد قضایی رژیم با علوم انسانی نهفته است.</p>

<p><strong>توانایی کشف چرایی‌ها و پیامدهای مشکلات جامعه </strong></p>

<p>علوم اجتماعی توانایی شناسایی دو امر را به ما می‌دهد؛ یکی چرایی مشکلات است، این که چرا اقتصاد کشور به حالت ورشکستگی درآمده؟ چرا ساختار اجتماعی در حال از هم پاشیدن است؟ چرا دستگاه ارزشی فرو پاشیده و استبداد سیاسی بر کشور حاکم شده است؟  دومیلیون دانشجو امکان و فرصت آن را دارند که از طریق داده‌ها و مدل‌های نظری علوم انسانی و اجتماعی، چرایی این‌ها را به‌دست آورند و بتوانند تجزیه و تحلیل کنند.</p>

<p>توانایی دوم که دانش اجتماعی به این دو میلیون دانشجو می‌دهد آن است که می‌توانند آثار و عوارض چنین پدیده‌های منفی را مشاهده و پیش‌بینی کنند و واکنش نشان دهند. این کارکرد برای جمهوری اسلامی خطرساز و نگران‌کننده است.</p>

<p>در پی گسترش تحصیلات عالیه در ایران، یک مشکل کلی به‌وجود آمده: میزان کمی انباشت دانش در درون جامعه به حدی رسیده که جامعه دیگر نمی‌تواند نبود و غیبت دانش در دستگاه مدیریت جامعه را تحمل کند.  </p>

<p><strong>حذف استادان سکولار</strong></p>

<p>پس از یورش و حذف دانشجویان و استادان چپ، سکولار و غیر خودی در انقلاب فرهنگی، دومین یورش به استادان از دوره‌ی اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد آغاز شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/880910_2.jpg' /><br/>
<small><small>دکتر حسن نمکدوست تهرانی، پژوهشگر برگزیده‌ی سال و يکی از محبوب‌ترين و باسوادترين استادان دانشگاه علامه طباطبایی، در سال ۸۴ از اين مجموع اخراج شد</small></small>


</p>

<p>دکتر حسن نمکدوست تهرانی، پژوهشگر برگزیده‌ی سال و يکی از محبوب‌ترين و باسوادترين استادان دانشگاه علامه طباطبایی، در سال ۸۴ از اين مجموعه اخراج شد. این روند حذف نخبگان، از دكتر نمك‌دوست شروع شد و تاکنون همچنان ادامه داشته است.</p>

<p>در حالی که محمدمهدی زاهدی، وزیر پیشین علوم دولت محمود احمدی‌نژاد، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گفته بود «سرنخ‌های انقلاب مخملی» در پایان‌نامه‌های دانشگاهی یافت شده است، کامران دانشجو، وزیر کنونی علوم، در اردیبهشت امسال از طرحی برای برخورد با «استادان سکولار» خبر داد.</p>

<p>وی گفته است، تمام استادان و دانشگاهیان غیر هم‌سو با نظام جمهوری اسلامی اخراج می‌شوند و روسای دانشگاه‌ها اجازه ندارند کسانی را استخدام کنند که به ولایت فقیه باور ندارند.</p>

<p>مرتضی مردیها، علی‌اصغر بهشتی، محمد شهری و صبا واصفی، چهار استادی هستند که طی ماه‌های اخیر از تدریس در دانشگاه‌ها منع شده‌اند. در هفته‌های اخیر نیز فشار بر استادان دانشگاه‌ها افزایش یافته و دور جدید بازنشستگی اجباری استادان منتقد دولت آغاز شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Mardihaa,%20Mortazaa.jpg' /><br/>
<small><small>مرتضی مردیها، در شمار چهار استادی است که طی ماه‌های اخیر از تدریس در دانشگاه‌ها منع شده‌اند</small></small>


</p>

<p>حمیدرضا برادران شرکا، محمد ستاری‌فر رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، علی صادق تهرانی، بهروز‌ هادی زنوز، محمود ختایی، صادق بختیاری، رضا عاصی و دکتر جهرمی‌، همگی از اعضای هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه تهران بودند که در هفته‌های اخیر بازنشسته و ممنوع‌التدریس شدند.</p>

<p><strong>شکست در کنترل و عرضه‌ی دانش</strong></p>

<p>دکتر کورش عرفانی بر این باور است که حذف فیزیکی استادان از گستره‌ی دانشگاه‌ها، به معنای حذف آنها از عرصه‌ی فرهنگی کشور نیست، چون به‌رغم حذف مدام استادان سکولار بازتولید آنها در پهنه‌ی اجتماعی وجود دارد. وی می‌گوید بی‌خرد می‌توان زیست ولی با خرد نمی‌توان ستیز کرد و اضافه می‌کند:</p>

<p>این استادان از لحاط شغلی و کارکردی از دانشگاه بیرون می‌آیند اما از لحاظ فیزیکی در جامعه وجود دارند و آن دانشی را که انباشته کرده‌اند، در غالب کلاس‌های خصوصی، جلسات و تولید کارهای نوشتاری و گفتاری ارائه می‌دهند. اگر به میزان کتاب‌هایی که در همین نظام سانسورسالار جمهوری اسلامی، ترجمه و منتشر می‌شوند توجه کنیم، می‌بینیم که اینان دانش و دیدگاه‌های خود را گسترش می‌دهند. عرصه‌ی دانشگاه‌ها را ممکن است تحت سلطه‌ی خود درآورند ولی عرصه‌ی تفکر و اشاعه‌ی دانش را نمی‌توانند تحت نفوذ قرار دهد، چه اولی دولتی است ولی دومی اجتماعی است. می‌دانیم حکومت بر عرصه‌ی اجتماعی به هیچ وجه نفوذ و مدیریت ندارد، فقط کنترل اجتماعی را از طریق دستگاه‌های سرکوب در دست دارد. پیوند روابط اجتماعی با حاکمیت قطع شده.</p>

<p>مشروعیت اجتماعی حاکمیت از بین رفته است، و امروز شاهد نگرانی جمهوری اسلامی از علوم انسانی و علوم اجتماعی هستیم به‌خاطر زیر سئوال بردن مشروعیت ایدئولوژیک و مذهبی. به این ترتیب، حکومت ایران به رژیمی تبدیل شده که برای کل جامعه خصلت اضافه بودن و دردسر ساز بودن را دارد و باید کنار زده شود. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/07/post_1310.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/07/post_1310.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تحولات ایران</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 12:00:40 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>شب هول - ۲۶</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>«دهه. این صدا چیست؟ آقای راننده، سرکار آقای راننده؟» ــ می‌خواهد پیاده شود شاید. چی؟ دستت خورد؟ مواظب دستت باش آقا. بیخود نزن روی طاق ماشین. مال دزدی که نیست. هر وقت خواستی پیاده بشوی با سر انگشت بزن. گوشم کر نیست. می‌فهمم و نگه‌می‌دارم. « برو برادر، و محلشان نگذار. آدم نیستند.» ــ والله حالی‌‌شان نیست. نمی‌دانند یک قران توی این شهر چه بلایی سر آدم می‌آورد. هی گاز، هی ترمز، هی دنده یک. تازه وانتی‌ها نمی‌توانند از بعضی خیابانها بروند. ادراۀ راهنمایی خیال می‌کند وانت‌بار ماشین نیست، کامیون هیجده چرخ است که راه‌ بند می‌آورد. حالا شما می‌فرمایی نه تومن می‌دهی تا زعفرانیه بنده هم ده تا مسافر یک تومنی سوار می‌کنم. به جده‌ام زهرا قسم اگر این نوزده تومن و ده تا نوزده تومن دیگر هم حتی خرج خود ماشین را بدهد. تازه مخارج خانه وعیال و بچه‌ها. </p>

<p>«توکل. توکل کن و قانع باش برادر جان. از قدیم و ندیم گفته‌اند با توکل زانوی اشتر ببند. من این موی را توی آسیاب سفید نکرده‌ام. شصت سال توی این شهر زندگی کرده‌ام. درست می‌شود. با توکل درست می‌شود. تازه کارو بارتان هم که بد نیست.» ــ والله چه عرض کنم حضرت آقا.شما جای پدر ما هستید. نمی‌شود به‌تان دروغ گفت. به جده‌ام زهرا قسم هنوز شش قسط این قراضه را نداده‌ام. صبح آفتاب نزده بیدار می‌شوم. خودم را می‌رسانم سبزه میدان. تا ساعت ده بارکشی می‌کنم. بعد می‌آیم به شهر. اگر خیابان عوضی نروم و جریمه نشوم مسافرکشی می‌کنم. تا ساعت ده شب مسافرکشی می‌کنم. خرج بنزین و ناهار وشام دررفته فقط می‌رسد خرج لباس بر و بچه‌ها و کرایه‌خانه. قسط پشت قسط عقب می‌افتم. </p>

<p>«مهم نیست. برو پدر جان شکر خدا را به جا بیاورکه، ای مواظب باش به پیکان جلویی نزنی، که، پدرسوخته‌ها اصلا حالی‌شان نیست. شاششان کف می‌کند یک ماشین هم زیر پایشان می‌اندازند و می‌تازانند. چه عرض می‌کردم؟» ــ می‌فرمودید.عصبانی نشوید. صدی نودشان تصدیق ندارند. اگر هم داشته باشند به زور پارتی گرفته‌اند. بنده را می‌بینید پشت این وانت. به سر مبارکتان قسم تصدیق درجه یک دارم. دوازده سال است با تصدیق درجه یک رانندگی می‌کنم. اگر کسی به بنده نزده باشد، به علی بن ابیطالب اگر تا به حال ، گوش شیطان کر، من به یک ماشین یا آدم زده باشم. </p>

<p>«حتما قبلا در بیابان رانندگی می‌کردی، پدر جان.» ــ بله آقا. اوایل روی کامیون شوهر عمه‌ام کار می‌کردم. بعد تانکر نفت‌کش می‌راندم. بالاخره وقتی زن گرفتیم و سر آمدن بچه‌ها باز شد گفتم نمی‌شود. زن و بچه‌ام را از قم آوردم به این خراب شده. قسطی وانت خریدیم. حالا شش قسطش هنوز مانده. « توکل پدر. توکل. با توکل زانوی شتر ببند.» آذر توکلی. دختر بزرگ خاندان توکلی. پولشان از پول بالا می‌رفت. هنوز هم می‌رود. بی‌همه چیزها یک آفتابه لگن جهیز آذر نکردند. گفتند درس خوانده است و لیسانسه. جهاز نمی‌خواهد. با زادواجش با من مخالف بودند. خیال می‌کردند اگر پول و خانواده ندارم نمی‌توانم به دست بیاورم. نشانشان دادم. </p>

<p>تا دم مرگ آذر نشانشان دادم. فقط صد و بیست هزار تومن خرج بیمارستانش شد. فقط چهل و پنج هزار تومن مخارج ختم و کفن و دفنش شد. به همه‌شان ثابت کردم. بیست و هشت سال به همه‌شان ثابت کردم. نشانشان دادم که اگر نسب‌نامه ندارم کله‌ام پر از هوش است. زرنگم. حالا نه پسرهایم و نه دخترهایم کم از پسرها و دخترهای خانوادۀ توکلی نیستند. همه در خارج تحصیل کرده‌اند. همه مدرک دارند. همه سرشان را راست بالا می‌گیرند و توی چشم بزرگان خاندان توکلی زل می‌زنند. و توی چشم من. </p>

<p>دخترۀ نیم‌وجبی. توی روی پدرش هم می‌ایستد. دلش نمی‌خواهد ایران خانم را توی خانه ببیند. خاله‌اش را قبول ندارد. عارش می‌شود. چشم ندارد ببیندش. شستش خبردار شده که میان من و خاله‌اش سر و سری هست. بشود. می‌خواهم خبردار بشود. خبردار بشوند. بو ببرند. ایران خانم اول می‌ترسید.  گفت آقا ابراهیمی خوب نیست. جلو دروازه را می‌شود بست جلو در دهن مردم را نمی‌شود. پشت سرمان حرف می‌زننند. گفتم بزنند. نترس. بگذر هر گهی از دستشان بربیاید بخورند. می‌خواهم بخورند. می‌خواهم از گه خوردن پشیمانشان کنم. خواهند دید. باید جزای همه بلاهایی را که بیست و هشت سال سرم آورده‌اند پس بدهند. و نه آنها. بچه‌های خودم هم. </p>

<p>«چه فرمودید؟» عرض کردم حضرت آقا عیالوارند؟ «ماشاالله جوان. بارک‌الله جوان. بندۀ پیرمرد را دست انداخته‌ای برادر؟ به من می‌آید که نداشته باشم؟ غرضی نداشتم قربان. فکر کردم شاید. «شاید چه پدر جان؟ شاید بچه بازم. هه هه هه. قاه قاه.» نه نوکرتم. فکر کردم شاید. اصلاً هیچ فکری نکردم قربان. می‌خواستم سر صحبت را باز کنم. یعنی حرف را ادامه بدهم. پشت این چراغ قرمزها و توی این دود گازوییل آدم اگر حرف نزند دیوانه می‌شود. گاهی فکر می‌کنم باید حرف بزنم. باید با مسافر بغل دستم حرف بزند که باورم بشود زنده‌ام. باورم بشود آدمم. از بس مکانیکی دنده عوض می‌کنم، کلاج می‌گیرم، گاز می‌دهم و ترمز می‌کنم یادم می‌رود زنده‌ام. گاهی خیال می‌کنم خوابم. چشمم باز است و خوابم. مثل عروسک کوکی خود به خود عمل می‌کنم. باورتان نمی‌شود. می‌دانم. «چرا باورم نمی‌شود پدرم؟ صد البته که باورم می‌شود. من هم توی این خراب شده رانندگی کرده‌ام. من هم گاز داده‌ام و دنده عوض کرده‌ام. چرا خودم رانندگی نمی‌کنم؟ خوب معلوم است دیگر، پدرجان. به همین دلایلی که تو می‌گویی.» </p>

<p>که تو می‌پرسی مرتکیه حمال. فضول. می‌خواهی بدانی که سر پیری مامله‌ام بلند می‌شود یا نه. هه هه. میل لنگم درست کل می‌کند یا نه. پس بشنو. «عرض کنم به حضور انورت جوان که پرسیدی عیالوارم یا نه. البته خوبش را هم دارم. جوانش را هم دارم. به این موهای ریخته نگاه نکن جوان. نسل ما نسل فاسد روغن نباتی و بیسکویت نیست. اسطقس ما محکم است. دود هنوز از کنده بلند می‌شود. آنهم چه کنده‌ای. زنم سی سال از من جوانتر است. ورزشکار هم هست. یعنی ورزشکار بوده. خوب. من با این که خداوند به زندگی‌ام برکت فراوان داده یک چیر را دریغ فرموده. وقت. وقت عزیزجان. به جان شریفت قسم خانه دارم، باغ دارم، آب و ملک دارم، اما وقت ندارم. مگر کار می‌گذارد. به قول معروف ما با ابول کار نداریم ابول با ما دعوا داره. قاه. من دنبال پول نمی‌دوم، پول دنبالم را ول نمی‌کند. تا به حال به عزتت قسم، پنجاه تا دختر و زن از زیر رکابم رد شده. ولی هیچ کدام را نگرفتم. وقت. وقت عزیزجان. حالا، حالا که بازنشسته شده‌ام فرق می‌کند. با این یکی تصمیم دارم بسازم. خوب چفت می‌کند. می‌گیرد و ول نمی‌کند. «ببخشید. ذهنم گریخت. چه عرض می‌کردم؟»</p>

<p> ـ می‌فرمودید خوب چفت می‌فرمایند. «شوخی کردم پدر جان. همه‌اش شوخی بود. شما جوانها دست از سر ما پیرمردها ورنمی‌دارید که.» ـ با اجازه. مثل اینکه می‌خواهد پیاده بشود. آقا یاالله. سیدخندان. کس دیگه‌ای نبود؟ یاالله نوکرتم. پلیس دارد می‌آید. «برو جانم. باقی پولش نوش جانت. بردار و برو برادر.» مثل سگ  ماده. می‌گیرد و ول نمی‌کند. بالاخره ایران خانم را وادار کردم. گفتم صیغه‌ات می‌کنم به شرطی که بگذاری. یا بگذاری تا صیغه‌ات کنم. گفتم حدیث است. می‌فرماید زنتان مثل مزرعه‌تان است. هرجا می‌خواهید تویش بذر بکارید. بعد از عمری حسرت به دلی می‌خواستم بذرم را توی جایی بکارم که آذر غدغن می‌کرد. </p>

<p>هر وقت دستم را می‌بردم حوالی لنبرهایش می‌گفت نکن. نکن ابراهیمی. دستت را به کاسۀ آش‌خوری پدرت نزدیک نکن. عجوزه. توی رختخواب هم نظافت را رعایت می‌کرد. گائیدنش هم باید همراه با آداب و رسوم بود. اصلا به من اجازه نمی‌داد. اصلا میل و خواهش مرا در نظر نمی‌گرفت. هر وقت خودش می‌خواست. تازه باید خودش را ضد عفونی می‌کرد. من هم باید خودم را ضد عفونی می‌کردم. باید دستم به پائین تنه‌اش نمی‌خورد. حتی این اواخر نباید ماچش هم می‌کردم. به پشت می‌خوابیدم. طاق باز. ایشان سوار می‌شدند. وقتی هیجان غالب می‌شد می‌گریستند. می‌فرمودند ابراهیمی نجاتم بده. ابراهیمی زور بده و نجاتم بده. حالا نکیر و منکر زورت می‌دهند. حالا کرمهای خاکی نجاتت می‌دهند. عجوزه. </p>

<p>«بالاخره نجات پیدا کردیم. از راه بندان و شلوغی نجات پیدا کردیم. حالا بگاز و برو برادر. بگاز و برو.‹ ترسیدم که بیرون بیاید. بعد از آن همه زحمت و مرارت. گفتم نفست را توی دلت جمع کن ایران خانم جون. نفست را بالا بکش. مرا هم بالا بکش. گفت آقا ابراهیمی دستم به دامنت. تاب نمی‌آورم. تا حالا فکرش را هم نکرده بودم. زورچپان کرده‌اید آقا ابراهیمی. راست می‌گفت. گفتم قربان یک تار مویت هزارهزارتا زن مثل آذر برود. سرانجام دلم را شاد کردی. بالاخره کامم را شیرین کردی. آزروی شصت‌ ساله‌ام را برآوردی. حقا که عروس منی. حالا همسر منی. پارۀ تن منی. نفست را توی سینه حبس کن. مرا توی خودت حبس کن. </p>

<p>«واقعاً که آقای راننده این هوا نفس آدم را بند می‌آورد. تازه اینجا بالای شهر است. طرفهای دروازه غار چه خبر است خدا می‌داند.» چه خبر است؟ هیچ. نجاست‌بار است. گه ‌آباد است. یک مشت حشره ریخته‌اند روی زباله. قیافه‌شان شبیه آدم است، دیگر هیچ. مثل کرم توی همدیگر می‌لولند. یک مشت کثافت. روی هم کود می‌شوند. هرچه کور و کچل و چلاق و علیل است از هر زباله‌دانی راه می‌افتند می‌آیند تهران. می‌خواهند شهری بشوند مادر به خطاها. خیال می‌کنند توی تهران سر پدرشان را گذاشته‌اند. می‌آیند اینجا. می‌رینند به شهر. فعلگی و جندگی و طبق‌کشی می‌کنند. پول درمی‌آورند. نمی‌خواهند خرج کنند. می‌روند زاغه‌نشین می‌شوند. باید همه‌شان را کشت. همه‌شان را باید ریخت توی کورۀ آدم‌‌سوزی. روحش شاد. روحش شاد که قدرش را ندانستند. به ضرب شلاق می‌خواست این زباله دانی را آباد کند و کرد. هرچه تهران و ایران دارد از صدقۀ سر اوست. شاه فقید آباد کرد. جذبه داشت. می‌دانست که با یک مشت دزد و تنبل  و بیعار نباید مدارا کرد. روحش شاد. تازه داشتیم راه می‌افتادیم. متمدن می‌شدیم. تازه داشتم زبان آلمانی یاد می‌گرفتم. اگر می‌‌گذاشتند شاید حزب هم حسابی پا می‌گرفت و درست می‌شد. شاید سومکا. یا ایران. یا ناسیونالیست. بالاخره می‌شد. رفتم سفارت آلمان گفتم یک نسخه ماین کامف به بنده بدهید. دادند. خوششان هم آمد. اگر جنگ نمی‌شد درست می‌شد.</p>

<p>نگذاشتند.انگلیسی‌های بی‌پدر و مادر. چاپیدن خوب است اگر بچاپ انگلیسی باشد. آمریکایی باشد. روسی باشد. آلمانی نباید بچاپد. نوبت به انبیا چو رسید آسمان تپید. نوبت به موسولینی که رسید حبشه ملیت پیدا کرد. یک دفعه همه مدعی شدند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>




<hr /><span style="font-size: 12px;"><strong>زمانه) شیوه‌ی کتابت (رسم‌الخط) نویسنده در انتشار آن‌لاین کتاب تغییر داده نشد</strong></span>




<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین:</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_344.html'>شب هول - بخش بیست و پنجم</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_345.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_345.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شب هول</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 11:35:36 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ورود اف بی آی به ماجرای ویکی لیکس</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>وزیر دفاع ایالات متحده با بیان این‌که بخش تحقیقات جنایی ارتش تحقیقات خود درباره چگونگی انتشار اسناد امنیتی توسط سایت «ویکی لیکس» را آغاز کرده است اعلام کرد که اف. بی. آی برای کمک در این زمینه فراخوانده شده است.</p>

<p>به گزارش رویترز، یک افسر اطلاعاتی ارتش که پیش‌تر تحت بازداشت بوده است در مرکز تحقیقات مربوط به انتشار بیش از ٩٠ هزار سند مخفی نظامی که بزرگ‌ترین افشای اطلاعاتی تاریخ ارتش ایالات متحده است، قرار دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/gates.jpg' /><br/>
<small><small>رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا</small></small>


</p>

<p>رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا از ارائه هرگونه توضیح درباره این تحقیقات خودداری کرد اما گفت برنامه‌ای برای دشوار کردن دسترسی به داده‌های اطلاعاتی حساس وجود دارد.</p>

<p>او که قبلا رئیس سی آی ای بوده است می‌گوید که بزرگ‌ترین دغدغه او این است که افغان‌هایی که با آمریکا همکاری می‌کنند و دیگر متحدان ایالات متحده اعتماد خود را نسبت به این‌که این کشور می‌تواند از هویت از آن‌ها محافظت کند از دست بدهند. </p>

<p>گیتس که روز پنج‌شنبه در یک نشست مطبوعاتی مشترک با ژنرال مک مولن سخن می‌گفت، اظهار کرد که بیش‌تر عمرش را صرف کارهای اطلاعاتی کرده است، جایی که «اصولی مقدس» از «منابع» محافظت می‌کنند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">منابعی در وزارت دفاع می‌گویند که تحقیقات یک متخصص ارتش به نام بردلی منینگ که پیش‌تر نیز اسرار نظامی را انتشار داده بود را مظنون اصلی می‌دانند</span></div></p>

<p>وزیر دفاع آمریکا انتشار این اسناد توسط ویکی لیکس را برای جان سربازان آمریکایی و متحدان ایالات متحده در افغانستان خطرناک دانسته و هشدار داده است که به اعتبار ایالات متحده در جهان لطمه خواهد زد.</p>

<p>آدمیرال مک مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز به جولیان آسانج، موسس سایت ویکی لیکس که گفته بود هدف او افشای فساد دولتی است، حمله کرد.</p>

<p>مک مولن گفت: آسانج می‌تواند بگوید آنچه که فکر می‌کند و انجام می‌دهد بهترین چیز برای جامعه است اما  واقعیت این است که خون سربازان جوان و خانواده‌های افغان در دست آن‌ها است.</p>

<p>در میان اسناد افشا شده مدارکی در خصوص ارتباطاتی میان سرویس امنیتی پاکستان و شورشیان طالبان که در افغانستان علیه نیروهای ائتلاف می‌جنگند وجود دارد. ژنرال مولن در این باره می‌گوید اگرچه هنوز روابطی میان این دو برقرار است اما اسلام آباد به طور استراتژیک علیه طالبان تغییر موضع داده است.</p>

<p>منابعی در وزارت دفاع می‌گویند که تحقیقات یک متخصص ارتش به نام بردلی منینگ که پیش‌تر نیز اسرار نظامی را انتشار داده بود را مظنون اصلی می‌دانند.</p>

<p>او به خاطر انتشار یک فیلم از تیراندازی یک هلیکوپتر آمریکا در عراق که منجر به کشته شدن دوازده نفر در عراق از جمله دو خبرنگار رویترز شده بود متهم بوده و از خدمت معلق است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13905.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13905.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 10:12:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انتقاد امامی‌کاشانی از «حکم‌های غلط» قضایی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>محمد امامی‌کاشانی، خطیب موقت نماز جمعه تهران می‌گوید: «خیلی ناله‌ها از کارشناسی‌های غلط و از حکم‌های غلط در دستگاه قضایی بلند است.»</p>

<p>به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، وی با بیان اینکه اگر حکم پرونده‌ای غلط بود، آهش به دامان قاضی، دادرس، کارشناس و شهود آن پرونده بازمی‌گردد، گفت: «دستگاه قضایی باید ببیند و بداند که صدق در تمام امور نسبت به کار قضا ارزشمندتر است.»</p>

<p>در یک سال گذشته، پس از اعتراضات به «تقلب» در دهمین انتخابات ریاست جمهوری هزاران نفر ار مخالفان دولت در ایران بازداشت شده‌اند.</p>

<p>دادگاه انقلاب شمار زیادی از بازداشت‎شدگان را به احکام طولانی حبس محکوم کرده و برای برخی از  آنها حکم اعدام صادر کرده‌است.</p>

<p>تعداد زیادی از چهره‌های سرشناس سیاسی و مدنی و مقامات سابق جمهوری اسلامی در میان بازداشت‌شدگان هستند.</p>

<p>برخی از روحانیون و چهره‌های معتدل اصول‌گرا نیز پیش از این خواهان برخورد نرم و «رافت اسلامی» با مخالفان شده بودند.<br />
 <br /><br />
امام جمعه تهران در بخشی دیگر از سخنانش با هشدار به کشورهای غربی که از صدور قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران حمایت کرده‌اند، گفت: «قطعنامه‌های شما جز ناامنی هیچ چیز دیگر برای شما به ارمغان نخواهد آورد و سیاهی نیز در انتها برای ذغال باقی می‌ماند.»</p>

<p>پیش از این نیز برخی مقامات ایران تهدید کرده بودند که در صورت شدت گرفتن تهدیدها، اقدام به مقابله مثل با کشورهای غربی خواهند کرد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">امامی کاشانی:«قطعنامه‌های شما جز ناامنی هیچ چیز دیگر برای شما به ارمغان نخواهد آورد و سیاهی نیز در انتها برای ذغال باقی می‌ماند»</span></div></p>

<p>مجتبی ذوالنور، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه امروز، جمعه در دیدار با امام جمعه مشهد اعلام کرد که اگر  بر اساس قطعنامه پنجم شورای امنیت، «تاسیساتی» که به مقصد ایران ارسال می‌شود، بازرسی شوند، ایران نیز تنگه هرمز و خلیج فارس را برای کشورهای حامی این تصمیمم ناامن خواهد کرد.</p>

<p>در چند ماه گذشته شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و کشورهای آمریکا، کانادا و استرالیا تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب کرده اند. هدف این تحریم ها ترغیب ایران به متوقف ساختن برنامه هسته ای اعلام شده است.<br />
  </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13910.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13910.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 10:10:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انفجارها در عراق ٢١ کشته بر جای گذاشت</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>روز پنج شنبه و در جریان چندین حمله به پاسگاه‌های پلیس و ارتش در عراق دست کم ٢١ نفر کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی و مجروح شدند.</p>

<p>به گزارش سی. ان. ان، یکی از حمله‌ها در شهر شیرکات در ٣٠٠ کیلومتری بغداد انجام شد. در این حمله یک خودروی انتحاری به یک پست ارتش، منجر به کشته شدن دست کم سه سرباز و مجروح شدن هشت نفر دیگر شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/araq.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>چند ساعت پس از این اتفاق، در شهر فلوجه  دو خودروی بمب‌گذاری شده که گشت‌های ارتش را هدف قرار داده بوند به فاصله ٣٠ دقیقه از یکدیگر منفجر شدند. این انفجارها نیز دو سرباز عراقی را کشت و ١٠ تن دیگر را مجروح کرد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">ماموران دولتی می‌گویند که در حمله‌ای دیگر تیراندازی و انفجار یک بمب کنار جاده‌ای در منطقه‌ای در شمال شرقی بغداد جان ١٦ نفر را گرفت و منجر به مجروح شدن ١٤ نفر شد</span></div></p>

<p>ماموران دولتی می‌گویند که در حمله‌ای دیگر تیراندازی و انفجار یک بمب کنار جاده‌ای در منطقه‌ای در شمال شرقی بغداد جان ١٦ نفر را گرفت و منجر به مجروح شدن ١٤ نفر شد.</p>

<p>همچنین پنج شنبه شب در محله سنی‌نشین احمدیه درگیری‌هایی میان شورشیان و نیروهای امنیتی عراق صورت گرفت که به مجروح شدن ١٠ تن انجامید. نیروهای امنیتی عراق از ساعت ٨:٣٠ شب در این منطقه حکومت نظامی اعلامی کرده و به جست‌وجوی شورشیان پرداختند.</p>

<p>در طول چند ماه گذشته و پس از آن‌که در جریان انتخابات پیشین مجلس عراق هیچ کدام از گروه‌ها نتوانستند اکثریت را از آن خود کنند نیروهای شورشی با استفاده از بی‌ثباتی سیاسی در عراق حملات خود را گسترش داده‌اند. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13906.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13906.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عراق</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 10:08:00 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>